.....بشنو از نی چون حکایت میکند

.....از ""جدائی ها"" شکایت میکند

خدایا ...
روزگار به من فهماند که :
بدون همه بدون هر کسی توانستم دوام بیاورم...

گرچه سخت ...

گرچه جان کندم ...
اما...
بدون تو نمیتوانم ...

هرگز....
اصلا مگر بوده است زمانی که بی تو باشم تا ببینم بدون تو می توانم دوام بیاورم یا نه؟
اگر هم امکانش وجود داشته باشد نمیخواهم ...
نمی خواهم بدون تو باشم ...حتی لحظه ای...

تو در کنارم بوده ای همیشه ...همه جا...

چه من احساست کرده باشم یا نه ...

اما تو بوده ای و خواهی بود...

این منم که نخواهم بود زمانی که تو نخواهی با من باشی

....

چشمی دارم همه پر از صورت دوست........با دیده مرا خوشست تا دوست در اوست

از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست .....یا اوست  بجای دیده  یا  دیده خود اوست

نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:31 توسط مهدی|

در تاریخ شاهنشاهی که بر این مملکت گذشت دو شاه پسر و پدرداریم که هر دوتا قبل از اینکه بمیرند از کشور بیرون انداخته شدند  

یکی رضا شاه  

یکی محمدرضا شاه 

رضا شاه توسط اربابان خارجیش 

محمد رضا توسط مردم کشورش که آنها را بیشتر از رعیت نمیدانست 

کدام یک را ترجیح میدهید؟ 

رضا شاه با آنکه آن همه ابهت و جلال و قلدری داشت که به رضا قلدر معروف بود اما زمانی که در جنگ جهانی دوم خواست در مقابل اربابانش یک کمی قلدری کنه گوشش رو گرفتند و با لگد از مملکت انداختنش بیرون...چون که نوکر و دست نشانده اربابانش بود با توطئه انگلیسی ها روی کار آمده بود و توسط همانها هم با حقارت و خفت از کشور بیرون انداخته شد 

چرا؟ 

چون که کشور ما مال خودمان نبود اختیار شاه مملکتمان در دست ابرقدرتهای خارجی بود ... 

خیلی جالبه نه؟ 

خفت و خواری از این بالاتر میشه؟ 

محمد رضا رو هم انگلیسی ها آوردند روی کار بعد از اینکه باباش رو انداختن بیرون  

بعد هم که محمد رضا در مقابل مصدق کم آورد و از کشور خارج شد با کودتای آمریکائیها دوباره به قدرت بازگشت  

پس محمد رضا هم شد دست نشانده آمریکائیها و نوکر بی جیره مواجب انگلیسی های استعمارگر... 

به همین خاطر هم اختیاری از خودش در مقابل خواسته هایدول غربی نداشت هرچه می گفتند مجبور به پذیرش بود ...هر استفاده ای که اونها می خواستند از امکانات و خاک و مال و نفت و حتی ناموس کشور ما می کردند و محمد رضا جرات نداشت اعتارضی بکند چرا که آنها ارباب بودند و این نوکر ... 

اما در سال 57 این مردم بودند که محمد رضا را از کشور بیرون انداختند   

 

چون مردم به رهبری امام خمینی به این درجه از فهم و بصیرت و جرات رسیده بودند که اختیار خودشان خودشان به دست بگیرند.  

الان ما در کشورمان همه نوع مفسده ای داریم همه نوع گرفتاری و مشکلی داریم کسی منکر آنها نیست والبته خیلی از این مشکلات به خاطر اینه که ما دیگه مثل قدیم نوکر خارجی ها نیستیم و این آنها را خیلی عصبانی میکنه... 

اما با وجود همه مشکلات این افتخار رو داریم که نه تنها اختیارمان دست خودمان است و مجبور به موس موس کردن پیش اربابان قدیم که حالا متاسفانه رئیس جمهورمان آنها را کدخدای دنیا می داند ، نیستیم بلکه به لطف خدا و به رهبری امام خامنه ای و به لطف حضور مردم در صحنه به آن سطحی از قدرت رسیده ایم که برای خودمان یک قدرت منطقه ای محسوب می شویم تا جائی که باعث شدیم ابرقدرتهای جهان و جهان خواران پیر و اربابان قدیمی مان مجبور شوند برای اداره خاورمیانه با ما مذاکره کنند و از ما حساب ببرند . 

نمونه های آن زیاد است یکی را بیان می کنم 

سال گذشته وقتی که در عراق رئیس جمهور نخست وزیر نوری المالکی را برکنار کرد و نخست وزیر جدید را منصوب کرد نوری مالکی قبول نکرد و مخالفت کرد و جنگ قدرت بالا گرفت خب در شرایط امنیتی عراق این جنگ قدرت اصلا به صلاح نبود  .در این موقعیت رهبر انقلاب ما نامه ای به نوری مالکی داد که ضمن آن از ایشان خواسته شده بود که سکوت کند نوری مالکی نامه را بر دیده گذاشت و اطاعت امر کرد و جنگ قدرت که می رفت برای عراق گرفتاریهایی بیشتر را رقم زند پایان یافت و البته این برای آمریکائیها خوشایند نبود ...چون آنها همیشه دوست دارند ناامنی باشد تا بتوانند  دخالت کنند ...  

این یعنی قدرت ایران  

این فقط یک گوشه اش بود  

الان در تمام خاورمیانه ایران نفوذ دارد و موی دماغ غربیها شده است  

این یعنی صدور انقلاب اسلامی و پیامهای آن به خارج ... 

اما حال و روز کسانی که هنوز نوکر اربابان غربیشان هستند هنوز همان ذلت و خواری است که بود:

یکی دوسال پیش امیر قطر بنا به دستور آمریکا ازقدرت خداحافظی کرد و قدرت را به پسرش سپرد ...چرا ؟ چون کمی بیش از اندازه خودش در مقابل آمریکائیها احساس استقلال کرده بود ... 

قدر استقلالمان را بدانیم  

اسقلال آزادی جمهوری اسلامی  

ماالان خودمان برای خودمان تصمیم می گیریم آزادانه  

ای کاش اسلام را هم بتوانیم پیاده کنیم تا شاهد این همه گرفتاری و مشکلات و مفاسد گوناگون نباشیم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:49 توسط مهدی|

 

"خداوندا شهادت در راه خودت را به دست دشمنانت نصیب من بگردان." (سردار سلیمانی)

سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی

 سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه معروف به حاج قاسم نظارت وفرماندهی کل عملیاتهای نظامی بر علیه تروریستهای داعش و غیره را  در عراق و سوریه به عهده دارد. موفقیتهای چشمگیر سپاه قدس همراه است با دادن هزینه هایی که شهادت فرماندهان و همرزمان حاج قاسم یکی از آن موارد است .

حاج قاسم در طول زندگانی اش که حدود 58 سال دارد در مواقع و صحنه های متعددی شاهد شهادت همرزمان خود بوده است چه در زمان 8 سال دفاع مقدس که همرزمانش از رزمندگان عادی لشکر ثارالله تا فرماندهان همرزمش مثل یونس زنگی آبادی ها و مغفوری ها و سرداران هم سپاهی اش مانند شهید همت و باکری و خرازی و غیره و بعد از جنگ شهادت سرداران سپاه در موقیعیتهای مختلف مانند شهادت شهید کاظمی فرمانده نیروی هوائی سپاه و تا امروز که در صحنه نبرد با تروریستهای تکفیر و داعش در شامات(عراق سوریه لبنان و...)شاهد شهادت همرزمانش می باشد مانند  سردار شهیدحیدری و سردار شهید اسکندری  شهیدسردار شاطری و سردار شهید جمالی و چندی پیش شهید سرهنگ تقوی و جدیدا هم همین هفته پیش سردار الله دادی که در لبنان به شهادت رسیدند.

مراسم تدفین یکی از شهدای همرزم سردار 

 این سردار رشید سپاه اسلام از این داغها کم ندیده است و در سوگ عزیزانش کم ننشسته است اما هیچ کدام از این داغها عزم جزم او را در راه مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی ذره ای خدشه دار نکرده است چرا که او مرد میدان نبرد است مرد میدان جهاد ست مرد جهاد اصغر و جهاد اکبر است خم به ابرو نمی آورد چرا که او مرد خداست تجلی اسماء الهی را در وجود او می توان به نظاره نشست و مظهر اسماء الهی 
آن چنان است که خدا خواهد نه خود .

او اسوه مبارزه با استعمار و استکبار و مجاهد خستگی ناپذیر جبهه اسلام  است پس کمر او در زیر بار داغ عزیزانش نخواهد شکست بلکه با عزمی مصمم تر و چهره ای افروخته تر به مبارزه ادامه می دهد در هر جای دنیا که باشد و ولی زمانه اش امر کند .چرا که او سرباز ولایت است.چه عراق باشد چه سوریه لبنان باشد یا ...

 

 او خواب خوش را نه تنها از چشم داعش و سلفی های تکفیری بلکه از چشم اربابان غربیشان گرفته است تا جائیکه خود اعتراف می کنند به اینکه خاور میانه روی انگشتان ژنرال سلیمانی می چرخد

 دلاور مرد ایران خدا تورا حفظ کند 

 

 کمتر از ده روز پیش در منطقه قنیطره لبنان جمعی از نیروهای حزب الله لبنان مورد حمله یک هلی کوپتر متجاوز صهیونیستی قرار گرفتند و در این حمله جمعی از آنها به شهادت رسیدند یکی از آنها سردار الله دادی بود که اصالتا اهل سیرجان کرمان بود و حاج قاسم سلیمانی شخصا در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کرد
شخص دیگری که در این حمله تروریستی به خاک لبنان به شهادت رسید جهاد مغنیه فرزند عماد مغنیه بود عماد مغنیه یک از مسئولین طراز اول حزب الله بود که چند سال پیش به شهادت رسید و اکنون فرزندش به او پیوست
عکس زیر تصویر جهاد مغنیه را نشان میدهد که در مراسم ترحیم والده سردار سلیمانی در تهران نقش محافظ سردار را بر عهده داشت:  

 

یادگار حاج رضوان پشت سر حاج قاسم

 

دشمن به خوبی میداند چه کسی را بزند 

 

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 1:26 توسط مهدی|

سلام 

یکی از دوستان سوالی رو مطرح کرده بودن که جوابش رو اینجا می نویسم شاید برای دیگردوستان هم مفید باشه:

شخصی که به مسافرت میره باید نمازش رو شکسته بخونه مگر اینکه ده روز حداقل در مقصد بمونه وگرنه نمازش شکسته است 

اما این وسط کسی که شغلش رانندگی هست یا کسی که مثل راننده شغلش به گونه ای هست که مدام یا هر چند روز (کمتر از ده روزیکبار) میره مسافرت این شخص( غیر از سفر اولش ) نمازش کامل هست و روزه هم باید بگیره 

پس کسی که سفر زمینه شغلش هست نمازش کامل هست.(با توجه به نکات زیر):

نکته:

کسی که این وضعیت رو داره یعنی هر چند روز یکبار (یعنی کمتر از ده روز یکبار ) مجبوره به خاطر شغلش بره مسافرت اگر  زمانی بیشتر از ده روز در وطن خود ماند و مسافرت نرفت و بعد از اون زمان که بیشتر از ده روز هست خواست دوباره مسافرتهاش رو شروع کنه اولین سفر برای او حکم مسافرت را داره یعنی نمازش شکسته است و روزه هم نمی تونه بگیره .در سفرهای بعدیش باید کامل بخونه و روزه هم باید بگیره .

نکته:

اینجا بحث بحث شغل هست یعنی کسی که  برای  انجام شغلش نیاز به مسافرت داره این حکم رو داره اما کسی که برای کاری غیر از شغل هر چند روز یکبار مسافرت می ره این شخص نمازش شکسته است و روزه هم باید بگیره .

تبصره:

در مورد دانشجویانی که هر روز صبح میرن مسافرت و عصر بر می گردن یا هر چند روز یکبار میرن مسافرت و بر می گردن یعنی کمتر از ده روز در وطن خودشون (یا در مقصد یا جائی دیگر بین راه) میمونند با اینکه دانشجو بودن براشون شغل محسوب نمیشه اما بعضی از مراجع تقلید (اکثرشون غیر از مقام معظم رهبری و...) اجازه دادن که نمازشون رو باید کامل بخونند و روزه هم باید بگیرند. نظر مقام معظم رهبری در مورد این دانشجویان این است که نمازاشون رو هم کامل بخونند هم شکسته .

مسافرت وقتی سفر شرعی حساب میشه که حداقل 22.5 کیلومتر رفتش باشه و در مجموع رفت و برگشتش حداقل 45 کیلومتر باشه ...

اگر سفری بدون اجازه ولی انسان انجام بگیره مثلا فرزند بدون اجازه پدر و همینطور زن بدون اجازه  شوهرش به مشافرتی بره که ولیش راضی نیست این مسافرت سفر شرعی نیست و نمازش کامل هست.(سفر معصیت حساب میشه)

نکته خیلی مهم:

 از دوستان مصرانه تقاضامندم  که توی این مسائل رجوع کنند  به نظر مرجع تقلید خودشون چون اون چیزی که من نوشتم کلی بود و هر مرجع تقلیدی ممکنه نظری مخصوص خودش داشته باشه که اندکی با نوشتار بالا فرق می کنه 

مثلا مقام معظم رهبری میگن در سفر اول و دوم نماز شکسته هست از سفر سوم نماز کامل میشه 

یا مثلا آقای مکارم شیرازی برای دانشجویان شرط دو ماهه رو گذاشتن تا این مساله شامل اونها  بشه یا یه همچین چیزی که من مطمئن نیستم دقیقا چی بود.

و...

پس حتما به نظر مرجع تقلید خودتون رجوع کنید . توی همین فضای مجازی هم میتونید به سایتهای مراجع خودتون رجوع کنید .

و نکته بسیار بسیار بسیار مهم تر اینکه :

اگر کسی اعمال دینی و وظایف شرعیش رو همینجوری از پیش خودش انجام میداده و مرجع تقلید نداشته حتما و حتما باید یک مرجع تقلید برای خودش انتخاب کنه و بر طبق نظر او وظایف دینیش رو انجام بده  وگرنه اعمالش قبول نیست.چرا که در صورتیکه اشتباهی رو مرتکب بشه خودش مسئول هست اما اگر مرجع تقلید اشتباهی جزئی رو در بیان نظرش داشته باشه مسئولیتش با شخص مقلدی که از او تقلید می کنه نیست بلکه او به نظر مرجع رجوع کرده و مورد ثواب است .

موفق باشید 

نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:32 توسط مهدی|

داعش و تکفیری ها دست به اقداماتی میزنند که زبان از بیان آنها عاجز است از قتل و کشتار بی رحمانه  هم دینان خود تجاوز به مال و جان غیر هم دینان ...

و اینها همه به نام اسلام تمام می شود .

چرا ؟

چونکه این تروریستهای جانی بی رحم به نام اسلام این کار را می کنند .

و این اقدمات آنها باعث می شود که غیر مسلمانان فکر کنند که اسلام یعنی همینهائی که دیگران را بی رحمانه می کشند و ...

و این باعث اسلام هراسی می شود باعث می شود که غیر مسلمین تصویری که از اسلام در ذهنشان ایجاد می شود تصویری غیر واقعی باشد تصویری که همراه با خشونت بی دلیل و ترس و هراس و وحشت و بی رحمی است .

این تصویر سازیها و چهره پردازیهایی که داعشیهای بی رحم و سلفیها و تکفیرهای بی منطق جانی از اسلام در اذهان جهانیان ارائه می دهند همگی طبق نقشه قبلی خود دول غربی و دشمنان اسلام می باشد .

این همان پروژه ای است که دول غربی بر طبل آن می کویند .و نتیجه آن یکی همین می شود که به پیامبر دین رحمت و مغفرت در رسانه ها توهین شود .

اما چگونه ؟

با تبلیغ وحشیگیریهای این گروههای کج فهم بی رحم در رسانه های غربی .

و الان قدرت در دست کسی است که رسانه های قویتری و بیشتری داشته باشد.

امروز لازم است که روشنگریهایی در زمینه شناخت اسلام واقعی از اسلامی که این متعصبان کج فهم بی دین انرا تبلیغ می کنند انجام شود .

به همین دلیل امروز مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان  یک رهبر بی نظیر در جهان اسلام  با صدور نامه ای سرگشاده خطاب به جوانان غربی آنها را به شناخت واقعی اسلام بدون  تحت تاثیر رسانه های غربی قرار گرفتن فراخواند .

قسمتی از نامه ایشان:

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند."

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/1393110202890473.jpg

متن  کامل نامه ایشان را  که از سایت رهبری کپی شده است در ادامه مطلب بخوانید (حتما)


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:23 توسط مهدی|

نوشته شده در چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:6 توسط مهدی|

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت 4:14 توسط مهدی|


کاش زندگي از آخر به اول بود..
پير بدنيا مي آمديم..
آنگاه در رخداد يک عشق جوان ميشديم..
سپس کودکي معصوم مي شديم ودر،
نيمه شبي با نوازش هاي مادر آرام ميمرديم...!!!! 

 

//////////////////////////////////////////////////

خدایا همه از عاقبت شان می ترسند من از اولم...

کاش مثل اولمان آخرمان هم پاک می رفتیم .

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 20:41 توسط مهدی|

این سوال رو یکی از دوستان پرسیدند از اونجائی که می تونه مبتلا به خیلی ها باشه من جواب اون رو در ادامه مطلب میارم امیدوارم کسانی که نمی دونند بخونند  

و حتما بخونند چون خیلی ها رو من دیدم نسبت به مساله نجس پاکی بیخیال هستند و کلا همه ی این چیزها رو وسواس می دونند اما اینجوری نیست باید از وسواس دوری کرد اما نباید به نجاست خون آمیخته شد 

جوواب رو در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 20:28 توسط مهدی|

 امروز آغازین روز ولایت و امامت مولا و سرور ما و خلیفه الهی بر همه مخلوقات در همه عوالم هستی می باشد من حقیر  گناهکار هم به نوبه خودم این روز به همه دوستداران حضرتش تبریک عرض می کنم.به امید روزی که چشمان تاریک از گناهمان به نور جمال بی بدیلش روشن گردد. 

یا مهدی (عج)

ای منتظران  گنج نهان می آید ...آرامش جان عاشقان می آید ...  

بر بام سحر طلایه داران ظهور....گفتند که صاحب الزمان می آید ..

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:22 توسط مهدی

امروز سالروز ولادت حضرت عیسی مسیح (ع)  است این روز فرخنده را به همه موحدان عالم  مخصوصا پیروان تعالیم واقعی آن حضرت تبریک عرض می نمائم.

از طرفی الان در ماه ربیع الاول واقع شده ایم  ماه میلاد فخر کائنات خاتم انبیاء الهی پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص) این ولادت با سعادت را نیز خدمت عموم دوستداران حضرتش تبریک عرض می کنم .

به مناسبت همزمانی این دو ماه میلاد  مبارک مطلبی را می گذارم در مورد بازدید مقام معظم رهبری از خانواده شهدای ارمنی (شهید مانوکیان) خیلی خیلی مطلب قشنگ و جالبی است توصیه می کنم حتما در ادامه مطلب آنرا مطالعه کنید و لذت ببرید .

با تشکر از وبلاگ وزین « چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند»

 حتما زحمت بکشید و ادامه مطلب را بخونید خیلی زیباست :

منتخبی از متن اصلی:

(...گفتم: ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم...

این بندة خدا نگاه کرد و دید یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ 
خودش تعجب کرد؛ رفت لباس پوشید و آمد دم در و با او آمدیم توی خانة برادرش و بعد از بازرسی، گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا و اینها چون بزرگ‌تری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.
او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مات و مبهوت شد و نمی دانست چه کار کند. او را بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا!...)


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 21:27 توسط مهدی|

چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم .

//////////////////////  

دوستان عزیزی که سوال کردند چرا این پست رو گذاشتم منظور خاصی نداشتم فقط چون جائی دیدم و  قشنگ بود کپی برداری کردم .خدا قبول کنه

نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 20:35 توسط مهدی

سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش بسته
بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود
کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
«بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست...
تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:
«به تو خیانت می کنند، تو مکن.
تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
تو را می ستایند، فریب مخور.
تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش…
آنگاه از ما خواهی بود»… دیگر، نایی در بدن ندارم؛
خداحافظ دنیا.

//////////////////////////////////////

خودم نوشتم:

خوندن این عبارت خیلی آسونه :« خداحافظ دنیا» اما مفهومش خودش یک دنیا حرفه ....

تا حالا بهش فکر کردیم ؟

خدایا کاش قبل از اینکه  مجبورا از دنیا خداحافظی کنیم قبلش از دنیا دل کنده باشیم...

حب الدنیا راس کل خطیئه

نوشته شده در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ساعت 16:26 توسط مهدی|

امشب و فرداشب بلندترین شبهای سال هست و بنا به رسم و رسومات این شب یعنی شب یلدا را ما ایرانیها گرامی می داریم با دور هم بودن و به دیدار بزرگترها رفتن  

خب این که خوبه اما اگر این برنامه همراه باشه با یک مقدار گناه اونوقت چی؟ 

 من اصلا مخالف این رسومات نیستم می شه با خوبی و سلامت هم گذروند اما منظورم وقتی هست که بخواهیم به گناهی سر کنیم این شب را ...

و اگر این مسائل مصادف باشه با شب عزای رحلت جان جانان یعنی فخر عالم امکان مقرب ترین مخلوق به خالق حضرت ختمی مرتبت پیامبر اکرم محمد صلی الله علیه وآله و همینطور شهادت دو فرزند معصوم ایشان امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) ...اونوقت چی؟ 

خب یا چشم می پوشیم از شادی و صفا و گناه یا نمی پوشیم  

در هر دو حالت شب صبح می شود و می گذرد چه آنکسیکه در بزم گناه بوده چه اونکسیکه در مجلس عزا بوده و چه کسی که نه اینوری بوده نه اونوری .... 

می گذرد  

فقط یک جائی می ماند در کارنامه ای که فردایمان برایمان مکشوف می کنند  

سخت بگذرد یا خوش بالاخره می گذرد پاک بگذرد یا ناپاک می گذرد ...اما روح آن ،باطن آن و بلکه باطن همه اعمالمان همیشه می ماند تا باطن جهان در جائی برایمان مکشوف شود و آنروز است که یا خوشحال می شویم که احترام نگاه داشتیم یا افسوس می خوریم که احترام نگاه نداشتیم ...فقط یکی دو شب است ... 

و اگر ما معرفتمان به خدا و پیامبرش زیاد شود دیگر سختمان نیست چشم بپوشیم بر خوشیهای زودگذر دنیا  

پیامبر(ص) فرمودند : 

ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک 

نشناختیم تو را آنچنان که حق معرفت توست و عبادت نکردیم تو را آنگونه که حق عبادت توست. 

///////// 

معرفت که هیچی اما خدایا تو خدائی و ما بنده ...بنده که چه عرض کنم مخلوقیم کمکمان کن تا بنده شویم... 

=========================================================== 

رحلت شهادت گونه پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا (ع) بر همه مسلمانان و شیعیان و دوستداران ایشان تسلیت باد.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:45 توسط مهدی|

امروز همایشی با حضور سران سه قوه و یه تعداد مسئولین کشور برای مبارزه با فساد برگزار شد اسمش هم بود: " همایش ملی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد" 

از این سمینارهایی که فقط توی آن حرف می زنند و حرف ...آخه مرد عمل نیستن که ... 

فقط آمار برگزاری سمینارهاشون رو می برن بالا که بعدا گزارش بدن بگن آره ما این زحمات رو کشیدیم یعنی سمینار و... 

آقا هم (مقام معظم رهبری) هم خوب گذاشت توی کاسشون : 

« "نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین می کنم اما این سمینار  بناست چه معجزه ای بکند؟ مگر وضعیت برای مسئولان سه قوه روشن نیست ؟ چرا اقدام اساسی در امر مبارزه با فساد انجام نمی گیرد؟" » 

============================================================ 

پی نوشتها: 

1) این لحن صحبت آقا حکایت از ناراضیتی  ایشان از مسئولین مخصوصا سران سه قوه است.آقایان حواسشان هست؟  احتمالا باز هم بیخیالی طی خواهند کرد... 

2) یکی از این سران سه قوه که با رای مستقیم مردم تعیین میشه (البته فقط با 0.6 درصد بیشتر از 50 درصد تونست بر مسند ریاست بنشیند ) دیروز در سخنرانی روز دانشجو مخالفین خود را یک سری آدمهای تازه به دوران رسیده دانست البته از ایشون این بی ادبی ها عجیب نیست چون به دفعات و مخصوصا پارسال در همین روز دانشجو هم مخالفین خود را یک مشت آدمهای کم سواد خطاب کرد ... یعنی نباید هیچ کس با ایشون مخالف باشه وگرنه یا بیسواد است یا تازه به دوران رسیده حالا حتی اگر سوابق سیاسی و مبارزاتی اش هم بیشتر از خود ایشان باشد ...جالبه که آقای روحانی این سخنان را وقتی به زبان می آورد که یک مشت دانشجوی کم سن و سال برایش هورا می کشند و با سوت و کف او را جو زده می کنند .(البته خود من هم دانشجو هستم اما از این سبک بازیها نمی کنم) حالا آیا این دانشجوها تازه به دوران رسیده هستند یا خیر؟البته من موافق نیستم که آدم به مخالفانش توهین کند و آنها را تازه به دوران رسیده بداند اما گفتم که بدانیم آقای روحانی جوگیر چه کسانی شده است... 

خلاصه کاش حداقل آقای روحانی ، روحانی نبود ...اینجوری ضربه اش به دینداری مردم کمتر بود...

نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 19:23 توسط مهدی|

  

(((سلام ...بد نیست هر از گاهی فکر خود را به سالیان گذشته ببریم وضعیت خود را با آنزمان مقایسه کنیم و  دستاوردهایمان از گذر زمان را بسنجیم. همه چیز تغییر کرده است الا یک چیز....بعدها نیز ما و همه چیز تغییر می کنیم از وضعیتی که الان داریم یا بهتر می شویم یا بدتر ....اما یک چیز بدون تغییر باقی می ماند ...))

وقتی به گذشته بیست ساله خودم می نگرم ... 

چیزی درخور نمی بینیم  

کاری نکردم جز غفلت  و فراموشی و سرگرم همه چیز شدن ... جز تو...

با اینکه در ظاهر پله هائی اندک از پیشرفت را طی کردم که هرکسی در زندگی اش طی می کند و جای شکرش برای تمام عمرم باقی است و هیچگاه نخواهم توانست شکرش را به جای آورم اما در واقع  خیلی از تو دور شدم  ...جای تو را در دلم اغیاری گرفتند که خودم احساس نکردم ورودشان را .... 

گرفتاریهای زندگی آنچنان مرا در خود پیچیدند که نفهمیدم چگونه بیست سال از عمرم از عمر نازنینم از سرمایه زندگی ام از جوانی ام گذشت ... 

در چه راهی گذشت ؟در ظاهر دلم خوش بود که نامم کبوتر حرم است اما غافل از اینکه روز به روز از تو دورتر می شوم ... 

اکنون که به بیست سال قبل نگاه می کنم افسوسش را می خورم ...کاش الان اون زمان بود کاش الان زمان بر می گشت به عقب و دوباره من آن روزهای خوب را درک می کردم روزهائی که جز تو هم و غمی نداشتم شادی و غم زندگی ام تو بودی و بس ...و چقدر خوب بود همه چیز برای یکی بود ...یک محور داشت زندگی ام ... مونسی جر تو نداشتم...

فکر نمیکردم یک روزی اینقدر از تو دور شم....فاصله ها ...فاصله ها ...اینقدر زیاد شن اون هم بیست سال.... 

اما تو همانی که بودی ....و همان هم خواهی بود که هستی....  

 

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

 کین شاهد بازاری وین پرده نشین باشد

این منم که عمرم تمام می شود در سرگرمیهای این دنیای فانی و لذتها و غمهایش جوانیم و عمرم تباه می شود و بالاخره هم روزی خواهم رفت بدون اینکه با تو باشم ...و به سوی تو می آیم بدون اینکه بوئی از تو داشته باشم  با دستی خالی و  کوله باری پر از تباهی و سیاهی

خیلی زودتر از آنچه فکر کنم بیست سال دیگر هم خواهد گذشت و شاید هم بیست سال دیگر وشاید هم به ظاهر پله هائی دیگر از پیشرفت ...ولی چه فایده وقتی از تو روز به روز دورتر و دورتر شوم ... 

هی ...افسوس کاش زندگی ام جهتش عوض می شد به گذشته ...چون اونوقتها بوی تو را بیشتر احساس می کردم   ...آنروزی که بر دلم نشستی ... 

یک نفس با ما نشستی  

خانه بوی گل گرفت  

خانه ات آباد کین 

ویرانه بوی گل گرفت 

.... 

غمی نداشتم شادی ای هم نداشتم جز تو...آرامش داشتم که آرامشم تو بودی...اما از آنروزی که آرامش را در غیر تو جستجو کردم آرامش ازم دور شد و من از تو ...

حیف روزی نیز فانی خواهم شد بدون اینکه به بقای تو باقی شوم و تو باقی خواهی ماند   

روز مرگم نفسی وعده دیدار بده  

وانگهم تا به لحد خرم و شاد ببر

و اکنون نیز فانی ام و تو همیشه و مدام به من حیات میدهی جان می دهی که تو جان منی... تو یاد منی چه من یاد تو باشم چه نباشم و لحظه ای از یاد من و من ها غافل نخواهی شد و من چه پستم که معرفت ندارم به تو .... 

ای باقی مرا فانی کن در خودت  از همه چیز...که خیلی زود تمام شوم و تمام شود این بیست سال ها...حیفم حیف نه برای تو که تو از من بینهایت ها داری ...که برای خودم که از تو دورم ....چگونه بیست سال دوری از تو را برگردم؟ چگونه؟...  

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

چی نوشتم خدا...آشفته ام...پریشانم.... پریشان گوئی ام را ببخش... 

از پریشان گوئی ام دیدی  

پریشان خاطرم  

زلف خود را شانه  کردی  

شانه بوی گل گرفت


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 19:46 توسط مهدی|

بسیج لشکر مخلص خداست (امام خمینی) 

بسیج میقات پابرهنگانی است که دفتر آنرا همه مجاهدان راه خدا از ابتدا تا کنون امضا کرده اند .... 

 

هفته بسیج با تاخیر مبارک باد  بر همه کسانی که دلشان و صد البته رفتار و گفتار و کردارشان بسیجی است و نه لزوما کارت بسیج دارند چرا که در لحظات  نیاز همه ملت ما بسیجی اند .و چه بهتر که در ظاهر و باطن هم بسیجی باشیم بسیجی به آن  حدی که بتوانیم خود را لشکر مخلص خدا بدانیم ....یعنی چقدر از کارهایمان برای خداست و چقدر برای دیگران...

نوشته شده در یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 12:1 توسط مهدی|

نمیدونم مربوط به کجاست اما جالب بود.   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 این هم مرگ ... به همین راحتی ...کی از آینده اش از یک  سال و یک ماه دیگه اش هم نه  از یک روز دیگه اش هم نه از یک دقیقه دیگرش خبر دارد؟ ممکنه یکدفعه بدون خبر قبلی ببرنمون مسافرت...بار سفر داریم ؟  

 مطمئنا این خانم برای ساعتهای آینده اش برنامه ریزی کرده بود که در چه ساعتی کجا باشد و چه کار کند و...اما هیچوقت فکر نمی کرد ممکنه مرگ باعث شه همه برنامه هاش عوض شه و بره یک مسافرت ناخواسته ...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ساعت 11:1 توسط مهدی|

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ساعت 12:4 توسط مهدی

 
جمله زیبا از بهجت
آیت الله بهجت رضوان الله علیه موقع خداحافظی که می شد می گفت: 
 
الهی از عمرت پشیمون نشی . . .
 
 
********************* 
 
 
  
   زندگی صحنه یکبار هنرمندی ماست .. 
 
  فقط یکبار...
 
  خدا نکنه هنگام رفتن از دنیا دستمون 
 
  برای اون 
 
   دنیا خالی باشه و پشیمون باشیم از 
 
   بازی ضعیفمون روی صحنه
 
  زندگی دنیا.
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 12:37 توسط مهدی|


آخرين مطالب
» بدون خدا ...نمی شود
» سالروز سپیده دم انقلابمان مبارک
» سرت سلامت سردار
» نماز شکسته
» نامه سرگشاده رهبر اسلام به جوانان غربی
» وقتی که عزت جای خود را به ذلت میدهد:
» عکس
» کاش
» چگونه با دست زخمی وضو بگیریم برای نماز؟
» آغاز ولایت ولی الله الاعظم بر همه مخلوقات جهان هستی مبارک
Design By : Pars Skin


***** *****