X
تبلیغات
.....بشنو از نی چون حکایت میکند

.....بشنو از نی چون حکایت میکند

.....از ""جدائی ها"" شکایت میکند


سلام دوستان یارانه بگیر

خوب هستید؟

امروز اولین روزی هست که ثبت نام دوره جدید یارانه ها آغاز شده و دولت و دستگاههای دولتی با ترفندهای گوناگون مردم رو تشویق می کنند که از ثبت نام و دریافت یارانه ها انصراف بدهند

حجم این تبیلغات اینقدر زیاد هست  که واقعا بتوان آنرا یک امر جدی دانست یعنی برای دولت خیلی مهم هست که مردم نیایند ثبت نام کنند و جوری هم صحبت می کنند که انگار کسانی که می آیند ثبت نام کنند افراد خیلی خیلی نیازمندی باید باشند که محتاج یارانه هستند و این نکته را یادآوری نمی کنند که بابا این یارانه قسمت کوچیکی از افزایش و آزاد سازی هزینه های برق و آب و گاز و مهمتر از همه بنزین و ...است یعنی بحث اصلا بحث نیازمندی نیست بحث جبران افزایش و آزاد سازی قیمتهائی است که دولت خودش انجام میدهد تازه افزایش دولتی قیمتها خود باعث افزایش تورمی قیمتها خواهد شد یعنی چیزی که بعنوان یارانه پرداخت می شود چیز قابل توجهی در مقابل افزایش قیمتها نیست اما مساله مهمتر این است که خیلی ها به همین پول یارانه ها نیازمند هستند بنده خودم با اینکه کارمندم و یه باریکه ای هست خدا رو شکر اما هر ماه حدود بیستم که میشه و اقساطم را پرداخت میکنم دیگه به ته دیگ می خورم و تا آخر ماه دیگه ته دیگه هم چیزی برای ادامه راه نمانده است و یارانه که می اید به حسابم یک نفسی میکشم  و تا آخر ماه رو باهاش سر می کنم خب تازه این منم که مثلا کارمندم و بقیه مردمی که کار درست و حسابی هم ندارند باید چه کنند ؟

آیا این روش برخورد با مردم از طرف دولت درست است ؟ که با حجم بسیار زیاد تبلیغات جوری فرهنگسازی می کنند که انگار یارانه بگیرها فقط افراد تهیدست و بی بضاعت هستند و بقیه خودشون بیان و با احترام انصراف بدهند

و بدتر از همه اینکه دولت تهدید کرده است اگر کسی اطلاعات نادرست وارد کند و بعدا مشخص بشود  که نیازمند نیست سه برابر پولی را که گرفته است باید برگرداند و....

آیا به نظر شما این تهدیدات در شان ملت ایران هست؟

یادم هست در زمان دولت قبلی هم دکتر احمدی نژاد از مردم خواهش کرد که افرادی که نیازی ندارند ثبت نام نکنند اما این همه تبلیغات نبود و نه تنها این  بلکه هیچ تهدید هم در کار نبود بلکه بعدا هم که اکثرا مرفهین هم ثبت نام کردند رویه دولت باز هم بر ادامه پرداخت یارانه به همه افراد ثبت نام کرده بود و هیچ اسائه ادبی به ملت نشد

اما این دولت ...

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

این چند پیامک  هم جالب بود:

--- به خدا قسم اگر سبد کالا را در دست چپم و سهام عدالت را در دست راستم بگذارند  هرگز از دریافت یارانه انصراف نخواهم داد...

--- من لم یاخذ الیارانه وجبت له الجنه...کسی که یارانه نگیرد بهشت بر او واجب میشود

(سند: مصحف الحسن، جلد الآخر ، فصل التدبیر ،باب الکلید...)

--- از کرامات شیخ ما یکی همین بود که در هیچ دولتی و با هیچ تورمی به یارانه التفاتی نمیکرد و یارانه با همه چرب و شیرینش او را وسوسه نمی کرد .

--- شیخ حسن جورانی را گفتند بجز صدقه چه چیز دیگری رفع بلا همی کند فرمود: انصراف از گرفتن یارانه

نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 18:21 توسط مهدی|

چند سال پیش توسط دولت آقای احمدی نژاد امروز بیستم فروردین روز انرژی هسته ای نامگذاری شد و جشن گرفته شد .(بدلیل موفقیتهای دانشمندان ایرانی عزیزمان در تکنولوژی هسته ای)

تا سال گذشته در چنین روزی و روزهایی مشابه به دستاوردهای تکنولوژیک دانشمندانمان مخصوصا در زمینه هسته ای افتخار می کردیم و با غرور سرمان را بالا می گرفتیم و می گفتیم که اگرچه از نظر اقتصادی وضعمان خوب نیست و دشمنان تا جائیکه توانسته اند ( و بیشتر ازآن را نمی توانستند وگرنه انجام میدادند)پا بر روی خرخره معیشتیمان گذارده اند اما خودمان این تکنولوژیها را به دست آورده ایم با تکیه بر دانشمندان هسته ایمان با توکل به خدایمان ( نه کدخداها) با امید به آینده مان با سیاستهای مثبت دولتی پر امید که با شجاعت و صلابت پلمپهای زورگویان بر تعلیق هسته ای را شکست و با امیدواری و حمایتهای همه جانبه راه را برای رسیدن به این قله های موفقیت برای دانشمندان بومی خودمان باز کرد 

و البته اینها همه همراه بود با همراهی مردم عزیزمان که هشت سال در مقابل انواع فشارها صبر کردند و از سیاستهای استقلال طلبانه دولت زحمتکش حمایت کردند.

اما امسال چگونه شاد باشیم در چنین روزی؟


وقتی که دستاورد هشت سال زحمت  دانشمندانمان را به ثمن بخس به معامله گذاشته اند ؟

وقتی که باید از پیشرفتهای هسته ایمان معذرت خواهی کنیم و برگردیم به وضعیت ده سال قبل ؟

امروز رئیس دانشکده هسته ای دانشگاهمون دکتر مینوچهر برامون سخنرانی می کرد غصه ام شده بود ...

امسال چگونه این روز را جشن بگیریم ( که کسی نگرفت و صدایش را هم زیاد در نیاوردند) وقتی که باید آنجوری فکر کنیم و عمل کنیم که کدخدای کره زمین می خواهد نه خدای جهانیان...

امروز چیزی که باز هم از مذاکرات وین شنیده شد این بود : فشار غرب بر روی موشکهای بالستیک ایران

این یعنی چی ؟

این یعنی اینکه مساله هسته ای فقط یک بهانه است برای فشار بر روی  ما و اگر هم بنا را بر خوشبینی بگذاریم که بیخیال مساله هسته ایمان شوند( یعنی برگردیم به وضعیت سال 82 و تعلیق و فرومایگی و...) آنوقت تازه نوبت به بقیه چیزها میرسد هنوز انرژی هسته ای تمام نشده است مساله موشکی ایران را زیر سوال برده اند آنطرفتر مساله حقوق بشر را بهانه کرده اند و....چه بسا فردا بگویند نظامتان را هم ما چندان مناسب نمی بینیم شما هم باید مانند اوکراین بیائید زیر بلیط غرب ...


یعنی کدخدای جهان دارد کدخدائی می کند

این تقصیر ماست

مائی که یادمان رفت که جهان خدائی دارد که خدائی میکند و از کدخداها ترسیدیم


*****************************************************************************

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

جای آن دارد که در این روز یاد شهیدان هسته ای کشورمان را گرامی بداریم :

نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 16:0 توسط مهدی|

 

آنزمانی که پاره های تن این ملت  از جبهه ها باز می گشت


 

و بر روی دست مردم تشییع می شد

کسی  در مورد شهادت بودن مرگ آنها شک نمی کرد چون همه چیز مشخص بود جنگ مشخص بود دفاع در مقابل دشمن مشخص بود دشمن مشخص بود جبهه حق مشخص بود باطل مشخص بود کسی نمی گفت نکند حق با دشمن عراقی باشد کسی نمی گفت شاید ما داریم اشتباه می کنیم که از خودمون دفاع می کنیم

چون که حق و باطل مشخص و متمایز بود

اما زمانی که حق با باطل بیامیزد و غبار فتنه همه جا را فراگیرد دیگر تشخیص جبهه حق از باطل به این آسانیها نیست در این مواقع است که نیاز به بصیرت وجود دارد بصیرتی که ما را به اطاعت از ولی زمان خود سوق دهد ...

در این مواقع دیگر جبهه حق از باطل متمایز نیست نفاق  نقش بیشتری دارد در هر دو جبهه نفوذ دارد مرزها بهم آمیخته اند دیگر به این راحتی ها به کشته های دو طرف نمیتوان نام شهید را نامید مگر آنکه  مگر آنکه مگر آنکه با بصیرت باشیم با بصیرت می توان حق را از باطل جدا کرد و طرفداران دو جبهه مشخص می شوند...

این است که ارزش شهدای زمان فتنه بیش از شهدای دیگر است زیرا که اینجا نیاز به بصیرت بیشتری است

به همین خاطر است که در فتنه سال 88 افرادی که در دفاع از حق و نظام اسلامی در مقابل فتنه گران ایستادند و  به شهادت رسیدند به آرامی و بی سرو صدا به خاک سپرده شدند چرا که پذیرفتن نام شهید برای این عزیزان در آن فضای غبار آلود فتنه  از سوی بعضی ها نه تنها امکان پذیر نبود بلکه بیشتر مایه گسترش فتنه و ناامنی می شد . و البته این بعضی ها همانهایی بودند که به قول یکی از سران فتنه ،خداجویانی بودند که در روز عاشورا برای عزارداری به خیابان آمده بودند  و البته همین بعضی ها ریختند و عزاداران حسینی را به خاک و خون کشیدند و حرمت عزای امام حسین را برای رسیدن به مطامع سخیف خودشان زیر پا گذاشتند .

شهدای فتنه سال 88 بی سر و صدا به خاک سپرده شدند بعضیهایشان نیز جانباز شهید شدند یعنی بعد از گذشت ماهها و سالها به خیل شهدا پیوستند

یکی از این موارد شهید علیرضا ستاری بود بسیجی شهیدی که در سال 88 توسط فتنه گران به خانه ای مخفی کشیده میشود و مورد شکنجه قرار می گیرد فتنه جویان او را مورد شکنجه قرار می دهند  تا از او یک جمله توهین آمیز به آقا بشنوند و آنرا ضبط کنند و در رسانه های ضد انقلابی قرار دهند اما او مقاومت می کند و در مقابل این مقاومت صورتش را با شعله آتش می سوزانند او بیهوش می شود و فتنه جویان به خیال اینکه او کشته شده است او را در خیابانی رها می کنند 

 شهید ستاری ماهها و سالها در مقابل صدماتی که به او رسید مقاومت می کند اما در انتها در دهه فجر سال گذشته (92) پس از دو ماه کما به شهادت می رسد...

شهدای فتنه از شهدای گمنام، گمنام ترند...

علیرضا ستاری از مجروحین فتنه 88 به یاران شهیدش پیوست + آدرس و زمان تشییع

 

 

 

 

شهیدان سرور و سالاری دارند با نام مقدس اباعبدالله الحسین (ع)

اما می توان سالار شهیدان فتنه را حضرت فاطمه زهرا (س) نامید چرا که  شهادت حضرتش توسط کسانی بود که خود را بناحق خلیفه رسول خدا (ص) نامیده بودند و تشخیص حق از باطل برای بعضی از مردم بی بصیرت کار آسانی نبود برایشان جبهه حق از باطل متمایز نبود به همین خاطر شهادت حضرت را وفات نامیدند و زیر بار عنوان شهادت نرفتند چرا که اگر می پذیرفتند که شهادتی در کار بوده پس حتما حضرت دشمنی داشته بودند و این دشمن کیست ؟ کسی که بناحق حق او و همسرش را غصب کرد بناحق در کوچه  بر صورت عصمت خدا سیلی زد  او را در بین  درب و دیوار مورد حمله قرار داد پهلویش را شکست ٬ محسنش را به شهادت رساند و همسرش را دست بسته بر روی زمین کشان برای گرفتن بیعتی با زر و زور و تزویر برده بود ...

این بود که شهادت مادرمان را وفات نامیدند و مادرمان شبانه و بی سر و صدا به خاک سپرده شد تا آتش فتنه فتنه گران سقیفه، بنیاد نوپای نظام اسلامی را به کلی ویران نکند.بانوی شهیدان فتنه در نهایت مظلومیت پس از هفته ها و ماهها تحمل درد جسمی و روحی در حالی به ملاقات محبوب و معبود خویش شتافتند که  با تمام وجود خود با زبانی رسا و خطابه ای آتشین در دفاع از ولایت الهی همسر مظلومشان دمی باز نایستادند و بر غربت و مظلومیت امامشان گریستند و در نهایت با شهادت خود داغی جانسوز بر جان مولای تنها نهادند و این سوزش نهانی قرنها در دل شیعیان ایشان جاودانه خواهد بود تا انتقام سیلی زهرا (س) توسط فرزند ایشان امام زمان (عج) گرفته شود .

اللهم عجل لولیک الفرج 

شهادت صدیقه زهرا فاطمه کبری(س) حجت خدا بر حجج الهی مادر

 مظلومه ائمه هدی (ع) بر همه شیعیان  آن حضرت تسلیت باد.

... فاطمه زهرا (س) : شهادت حضرت فاطمه زهرا (س


////////////////////////////////////

بعدا نوشتم :

۱) دوستانی که می خواهند درباره شهید سید علیرضا ستاری بیشتر بداننداینجا  را کلیک کنند

2) مادر شهید ستاری گفت خون پسر من به گردن سران فتنه است من از آنها نمیگذرم

3) ما هم از خون مادرمان نمیگذریم مادرمان به ناحق و به ظلم مظلومانه در دفاع از همسرش شهید شد.

4) آآآآآآآآآآآآآآه مادر  مادر  مادر  مادر ......چه بر تو و بر همسر غریب و  مظلومت گذشت که بالاترین آرزوی تو شد  تعجیل در مرگت

5) یا علی(ع) چگونه جای خالی همسر مظلومه ات را تحمل می کنی آقا؟ تسلیت ما گناهکاران  را بپذیر مولا

6) یا حسن(ع)  یا حسین  (ع) یا زینب (ع) یا ام کلثوم  یا امام زمان (عج) تسلیت ما را پذیرا باشید جای مادر عزیزتان خالی نباشد...

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 10:24 توسط مهدی|

 

 به چیزی ننگریستم مگر اینکه قبلش و بعدش و با آن خدا را مشاهده کردم

امیرالمومنین علی (ع)

*/*/*/*/*/*/*/*

در هستی‌ اصلاً چیزی‌ نیست‌ که‌ میان‌ آن‌ و چیزی‌ دیگر، هیچ‌ پیوندی‌ وجود نداشته‌ باشد، حتی‌ میان‌ رب‌ (پروردگار) و مربوب‌، زیرا آفریده‌ خواهان‌ آفریننده‌، و آفریننده‌ خواهان‌ آفریده‌ است‌. اگر چنین‌ نمی‌بود، تعلق‌ از کجا روی‌ می‌داد؟

ما به‌ رؤیت‌ عینی‌ دیدیم‌ و بدان‌ یقین‌ کردیم‌ که‌ او (خدا) نخستین‌ و فرجامین(آخرین)‌، از عینی‌ یگانه‌ است‌. در تجلی‌ نخست‌، غیر او نیست‌، در تجلی‌ آخر هم‌ غیر او نیست‌. پس‌ بگو: اله‌ و بگو: جهان‌ و بگو: من‌ و بگو: تو و بگو: او، همه‌ در حضرت‌ ضمایر همچنان‌ یکی‌ است‌. زید در حق‌ تو می‌گوید: او، عمرو دربارهٔ تو می‌گوید: تو، تو دربارهٔ خودت‌ می‌گویی‌: من‌، پس‌ من‌ عین‌ تو و عین‌ اوست‌ و نیز من‌ عین‌ تو و عین‌ او نیست‌. نسبتها گوناگون‌ می‌شوند. در اینجا دریاهایی‌ خیزنده‌ است‌ که‌ ژرفا و کرانه‌ ندارند. به‌ عزت‌ پروردگارم‌ سوگند، اگر شما آنچه‌ را من‌ در این‌ زرپاره‌ها، آوردم‌، می‌شناختید، جاودانه‌ طرب‌ می‌کردید و نیز دچار چنان‌ بیم‌ و هراسی‌ می‌شدید که‌ هیچ‌ کس‌ را با آن‌ ایمنی‌ نیست‌

لا اله الا الله

عارف‌ چیزی‌ را نمی‌بیند، مگر در او، چه‌ او ظرف‌ احاطه‌ کنندهٔ هر چیز است‌ و چرا چنین‌ نباشد؟ او در واقع‌ ما را به‌ نام‌ خودش‌ «دهر» از این‌ نکته‌ آگاهانیده‌ است‌. هر چه‌ غیر از خداست‌، داخل‌ آن‌ می‌شود و هر کس‌ که‌ چیزی‌ را می‌بیند، آن‌ را جز در وی‌ نمی‌بیند. پس‌ خدا خانهٔ همهٔ موجودات‌ است‌، برای‌ اینکه‌ او «وجود» است‌ و دل‌ بنده‌ نیز خانهٔ حق‌ است‌، چون‌ او را در بر می‌گیرد، اما دل‌ مؤمن‌، نه‌ دل‌ِ دیگری‌.

 هر که‌ خانهٔ حق‌ باشد، حق‌ خانهٔ اوست‌.

ابن عربی

                     ****************************

دوستان در پرده می گویم سخن

گفته خواهد شد به دستان نیز هم

هر دو عالم یک فروغ روی اوست

بگذر از پیدا و پنهان نیز هم

حافظ

نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 9:15 توسط مهدی|

 

سلام

فرار سیدن سال جدید شمسی را به همه دوستان تبریک عرض می نمایم امیدوارم که سال نو برای همگی سالی همراه با موفقیتهای متعدد در زمینه های مختلف معنوی و مادی باشد  

سالی که نکوست از بهارش پیداست

امیدوارم سال ۹۳ که با نام و یاد شهادت مادر سادات حضرت فاطمه زهرا(س) شروع شده است تا آخر سال همراه با معنویت باشد.

طبیعت گل های بهاری صورتی pink spring flowers

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی

بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی

بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی

نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

احد لیس کمثله صمد لیس له ضد

لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

 

 

یک سال دیگر از عمر ما گذشت جوانانمان به سوی میانسالی ٬ میانسالانمان به سوی پیری و پیرانمان به سوی مرگ نزدیکتر شدند و اگر درست دقت کنیم ۳۶۵ روز دیگر از عمر گرانبهایمان صرف شد ...صرف چی؟

میشود صرف همه چیز بشود اما نیت اگر خدا باشد در جهت عبودیت خدای مهربان باشد ...

و می شود نیت خدائی نباشد حتی اگر عبادت باشد اما در جهت خدا نباشد...

خدایا عمرمان را در جهت خودت قرار ده که تا چشم بر هم زدیم این همه سال از آن گذشت و معلوم نیست چقدر دیگر فرصت داریم تا برای تو گامی برداریم ...

خوشحالیم که هنوز یکسال دیگر در پیش داریم اما همین یکسال به سرعت خواهد گذشت الان سه روزش گذشت

فرصتها را دریابیم  ۳۶۲ روز دیگرش هم به چشم بر هم زدنی می گذرد و سالهای عمرمان هم...

 و چشم که باز کنیم می بینیم عمرمان گذشت اما کاری در جهت کمال معنویمان در جهت بنده خدا شدنمان انجام ندادیم

بنده آنی که در بند آنی

در بند چه هستیم ما؟

خوراک پوشاک مسکن همسر تحصیلات ؟و...زندگی ...میشود در همه اینها نیت خدا باشد و همه عبودیت و بندگی خدا...

با خوبی ها و بدی ها هر آنچه که بود برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد و سالی دیگر گذشت ...

نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت اما میتوان دوباره آغاز کرد و پایان خوبی داشت...

بهار می آید تا بگوید اگر نمی توان همیشه سبز ماند  اما میشود دوباره سبز شد

                        روزهایتان بهاری و بهارتان پیروز

      گل های رنگارنگ بهاری spring flower

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 14:57 توسط مهدی|

در تاریخ سینمای هالیوودی بعضی فیلمها هستند که مشهور هستند به فیلمهای عشقی که به لحاظ داشتن صحنه های عشقولانه زیادشان قابل پخش از سیمای انقلابی !!!جمهوری اسلامیمان نیستند !!!

اما از آنجائیکه در دولت جدید قراراست دربهای فرهنگی به روی همه چیز بیش از قبل باز باشد و نشان های آن هم به تدریج دارد مشخص میشود تا جائیکه موجبات تذکرات جدی مقام معظم رهبری را هم فراهم کرد مثل اینکه دستهای فتنه جو در جائی دیگر در صدا و سیما احتمالا مشغول به کار هستند تا با همسوئی با این دربهای باز اقدام به پخش فیلمهایی کنند که باعث تعجب همگان خواهد شد .!!!

فیلمهایی که معروف به فیلمهای عشقی تاریخ سینما هستند اگرچه اکثر فیلمهای هالیوودی همراه با صحنه های ضد اخلاقی هستند اما توان سانسور صدا و سیما اینقدر زیاد بوده است که توانسته است مخاطب را بدون اینکه متوجه چیزی شود چنان درگیر داستان نماید که انگار نه انگار این فیلم صحنه هایی نیز داشته است ...

اما اقدام سیمای عزیز در تصمیم بر پخش فیلم عشقی تایتانیک واقعا باعث تعجب بنده و نیز دوستانی شد که از این مساله با خبر شده اند

         و اما مساله چیست؟

هر ساله قبل از فرارسیدن عید نوروز سیما اقدام به پخش تبیلغات برای فیلمهایی می کند که برای نوروز در نظر گرفته است این بار شبکه نمایش اقدام به تبلیغ برای نمایش فیلم معروف تایتانیک برای ایام نوروز نموده است بنده این فیلم را ندیده ام اما اینقدر تعریفش را از دیگران شنیده ام و اینقدر می توان در فضای مجازی از تصاویر  و مضامین داستانش استفاده برد که جای شکی باقی نمی ماند که چگونه فیلم مستهجنی است .

من مانده ام سیما چگونه می خواهد این فیلم را پخش کند چگونه و چقدر مگر می توان نسخه سانسور شده اش را منطبق با داستان عشقی اش جلو برد بگونه ای که بتوان این فیلم را در جمع خانوادگی به تماشا نشست !!!

خدا عاقبت ما را به خیر فرماید

از در و دیوار میرسد برامون امکان گناه کردن ...به به چه شود حالی به حولی ...بی خیال آخرت و قبر و برزخ و قیامت و خدا و دین و...

جالب است شبکه نمایش یک جمله ای هم به کار برده است : نسخه قابل پخش برای بینندگان ایرانی !!!!

باید آنهایی که نسخه اصلی این فیلم را  دیده اند  این بار آنرا از سیمای جمهوری اسلامی !!! ببینند  و تعریف کنند که چقدر این نسخه قابل دیدن برای ملت ایران با اصل داستان عشقولانه و مستهجن هالیوودی اش تطابق دارد...و چقدر داستان عوض خواهد شد ...

این یعنی قدرت رسانه ....و این یعنی قدرت سانسور ...

و اما متاسفانه این اقدام به هیمنجا ختم نشده است و شاهد پخش آنونس فیلم مستهجن دیگری نیز هستیم که مژده پخش آنرا نیز شبکه نمایش برای ایام نوروز داده است فیلم وکیل مدافع شیطان ...

این فیلم نیز آنقدر صحنه های مستهجن دارد که من نمیدانم چطوری می خواهند آنرا پخش کنند

خدایا به خیر بگذران عاقبت ما را ...

میگویند در آخر الزمان انسان  صبح که از درب خانه بیرون می آید مومن است اما شب هنگام بی ایمان به خانه بر میگردد  ...

خدایا بر ایمانم می ترسم انصافا من رو حفظ کن از در و دیوار جامعه مان گناه می بارد به شدت تحت فشار شیطان برای انواع گناهان هستیم می گفتیم خانه هایمان محل خوبی برای امنیت اخلاقیمان هستند... ما که ماهواره نداریم خانه هایمان امن است حالا دیگه از تلویزیون خودمان هم بوی حرام می آید ...البته خیلی وقت است ...

                             اللهم احفظنی برحمتک

********************************************************

آقای ضرغامی اگر سینمای مملکت ما جولانگاه فساد شده است و بعضی فیلمهای ساخت هنرمندان!!! کشور عزیزمان را نمیشود در جمع خانواده به تماشا نشست حداقل سیمای خود را پاک نگاه داریم.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 15:22 توسط مهدی|


نفس باد صبا آفت جان خواهد شد

عید می آید و اجناس گران خواهد شد

همسرت چند ورق لیست به تو خواهد داد

کل اعضای وجودت نگران خواهد شد

میزنی ساز مخالف دو سه روزی اما

عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

گرچه بگرفته ایم همگی!!! سبد کالا را

اما به زودی کالایش تمام خواهد شد 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 15:51 توسط مهدی|

((سلام

متن زیر را در اینترنت دیدم جالب بود بخوانید :

اما قبل و بعدش به یک نکته توجه کنید :اگر کسی بخواهد با ایمان بماند در سخت ترین شرایط هم اگر به خدا پناه ببرد خداوند کمکش می کند تا او ایمان و عفت خود را حفظ کند حتی اگر به قیمت جانش تمام شوداگرچه مائل محیطی و خانوادگی مانند فقر اقتصادی و فقر فرهنگی و ...واقعا تاثیر بسزائی دارند

شما نظرتان چیست؟

و یک نکته دیگر اینکه این همه مفاسدی که در خیابانهای تهران و دیگر شهر ها وجود دارد منحصر به قشر فقیر جامعه نیست بلکه درصد بسیار زیادی از آنها مربوط به قشر ثروتمند جامعه است که از فراوانی دارائیهای بادآورده (و احتمالا غیر حلال خود) به فساد کشیده می شوند فساد صرفا خودفروشی نیست بلکه کسانی که با رضایت و بدون نیاز مالی هم به این گناه می پردازند فاسدانی هستند که جامعه را نیز به فساد می کشانند)):

 

شهرخبرشاید برای شما هم پیش آمده باشد با یک اعصاب تحریک شده از ترافیک و سری که از شدت سرما خوردگی در مرز انفجار است در خیابان مانده باشید و زمین و زمان را به هم بدوزید  اما حکایت من به عنوان یک خبرنگار در حوالی میدان ونک حکایت تلخی است از درد و رنج دختری که دیگر دختر نیست، زن نیست، هیچ چیز نیست، پوچ است و تو خالی، طرد شده و پر از نفرت.

نفرتی که شاید امثال ما به او هدیه کرده ایم ، در حالی که شاید اگر در شرایط برابر با او زندگی می کردیم کسی بودیم مانند او، تنها و پر درد و توخالی با ماسکی رنگارنگ و لباس های مارک دار!

ماجرا اما خیلی ساده پیش آمد، ساعت کمی از 9.30 شب گذشته بود و من در حالی که تازه با پیچیدن به سمت یکی از فرعی های میدان ونک کمی از ترافیک خلاصی یافته بودم با دخترکی مواجه شدم که ترسان کنار خیابان می دوید.

ناخودآگاه حس فمنیستی در من فوران کرد  و با زدن چند بوق از او خواستم که سوار شود. دخترکی بود کم سن و سال با شال و مانتویی خوش دوخت و گران قیمت و صورتی پر آرایش که حتی زیر آن سرخاب و سفیدآب ها  هم  از نگرانی مانند گچ سفید بود.

از در عقب سوار شد. چند لحظه ای به سکوت گذشت و من با کنجکاوی از آینه در صورت جوان  و بی روح او تجسس می کردم  و سرانجام در حالی که نمی دانستم چه باید بکنم آرام از او پرسیدم، چرا در خیابان می دوی، چه مشکلی داری؟

پاسخ او سکوت بود و من همچنان منتظر در صورت او تجسس می کردم و آرام می راندم. ناچار از او پرسیدم خانه اش کجاست تا او را برسانم اما برق نفرت در چشمانش درخشید و من را از سوالم پشیمان کرد!

ناگهان چنان هق هقی سر داد که دل سنگ را آب می کرد و بعد از چند دقیقه گفت:" شما بچه پول دار ها فکر می کنید کی هستید ها؟ چیه فکر می کنی خونه منم مثل شماها همینجا هاست که می خوای من رو برسونی؟!"

هر چند با وجود سر و وضعی که داشت از گریه ناگهانی او و حرفهایش شکه شدم اما از نسبت دادن کلمه پر نفرت بچه پول دار به خودم ناخودآگاه خنده ای سر دادم که از چشم دخترک دور نماند و بعد از اینکه چند فحش آبدار نثارم کرد با آرامش به او گفتم: من خانه ام از اینجا خیلی دور تر است و فکر نمی کنم بچه پولدارها پراید قرضی سوار شوند.

نگاهش کمی آرام گرفت. از او خواهش کردم آدرس خانه اش را بدهد که او از محله ای برایم گفت که در انتهای تهران و روی خط راه آهن قرار دارد. از محله ای برایم گفت  که مادر و خواهر کوچکترش در آن جان داده اند. از خانه ای برایم گفت که پدر معتادش با کمربند به مادرش حمله می کرد و به او و خواهر کوچکترش تجاوز می کرد! تا جایی که مادر و خواهرش تاب نیاوردند اما به قول خودش او جان سگ داشت که زنده مانده است!

از صورتی می گفت که زیباست و پدرش می گوید باید با آن درآمد زایی کند و اگر شب به شب پول به خانه نیاورد تنها برادرش را که 10 سال بیشتر ندارد، معتاد می کند و می فروشد! او می گفت و من مچاله می شدم، او می گفت و من در خود می شکستم. او می گفت و من از اعصاب خرد خودم شرم زده می شدم.

می گفت 16 سال بیشتر ندارد، اما از10 سالگی! آنقدر با مردهای مختلف سر کرده که حسابش از دستش در رفته. می گفت یک بار با برادرش فرار کرده اما از زور گرسنگی و بی جایی باز به همان خانه جهنمی بازگشته است. می گفت امروز هم از نامردی پسر پول داری می گریخت که می خواست از بدبختی او فیلم بگیرد و با دوستانش تفریح کند! می گفت گوشی او را دزدیده و فرار کرده است.

می گفت از نگاه های پر نفرت زنان و دختران بیشتر متنفر است تا نگاه هرزه مردهای بی شرم. می گفت و من می گریستم.

حوالی میدان آزادی بود که پیاده شد. نه آدرسی به من داد و نه راه تماسی. می گفت آب از سر او گذشته است و میداند برادرش هم روزی مانند پدر خواهد شد اما...

دلم می خواست تعقیبش کنم... دلم می خواست به نهادی سازمانی کسی، جایی معرفی اش کنم که از آنها کمک بگیرد اما او پدر داشت؛ پدر به معنای سرپرست خانواده! پدری که می تواند هر لحظه او را از بهزیستی یا سایر نهاد ها طلب کند!

من دست از پا دراز تر با چشمانی خیس که مطمئن بودم هرگز با دیدن دخترکان خیابانی رنگ نفرت نمی گیرد، چشمانی که اجازه نخواهم داد این بار رنگ ترحم و تحقیر بگیرد، دست از پا درازتر به خانه بازگشتم ....

در هر حال، ناگفته پیداست، مشکلات کلان‌شهر تهران به اندازه وسعت آن و حتی گاهی بزرگتراز آن است، به خصوص اگر بحث راهکارهای قانونی برای حمایت از زنان در میان باشد. هرچند وجود خلأ‌های قانونی برای حمایت از زنان در معرض آسیب و آسیب دیده برکسی پوشیده نیست.

متاسفانه قوانین تدوین شده از جمله قانون حمایت از خانواده هم نتوانست به خلأ‌ها پاسخ منطقی دهد و قانون تعالی خانواده هم با رویکردی غیر کارشناسی و در فضایی احساسی تدوین شده و در انتظار بررسی در صحن مجلس شورای اسلامی است.

اینکه زنان خیابانی ماحصل فقر و اقتصاد بیمار و نبود حمایت‌های اجتماعی هستند واقعیتی غیر قابل انکار است اما اینکه چرا برای بازگشت آنها به زندگی سالم تلاشی هدفمند و قانون‌مدار نمی شود یک سوال بی‌پاسخ طی‌سال‌های اخیر بوده است

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 15:4 توسط مهدی|

سلام دوستان عزیز

این عکس مقایسه ای است بین شیعه و وهابیت

وهابیت برگرفته از مذهب حنبلی های اهل تسنن است مانند سلفی ها اینها خیلی اعتقاد به حفظ ظاهر دین به مانند آنچه که در زمان صدر اسلام بود دارند حالا بماند توضیح زیادی نمیدهم اما این نکته رو بگم که الان یکی از دلائلی که بعضی وهابی ها دارند برای اینکه مردم سوری رو میکشند اینه که میگن اینها آدمهای فاسدی هستند و باید اونها را بکشیم تا فساد کم بشه ....(اعتقاد رو می بنید  چقدر بسته فکر می کنند؟)

بیچاره شیعیان ...

یعنی شیعیان فاسدند و سنی ها پاک و معصوم

حالا این عکس مقایسه ای کرده بین وهابیت و شیعه در دو زمینه  در بین دو شبکه تلویزیونی که یکی شبکه ام بی سی است مربوط به عربستان وهابی و یکی شبکه المنار مربوط به حزب الله لبنان

در شبکه وهابی ام بی سی که مدعی حفظ ظواهر دین هستند خانم گوینده بی حجاب است اما در شبکه المنار که شیعه است خانم گوینده کاملا با حجاب است

این از این و یکی اینکه شیعه در مقابل ظالمان و زورگویان عالم ایستاده است و با آنها می جنگد  و عکس سمت چپ بالا نشاندهنده تلفاتی جانی است که حزب الله روی دست ارتش غاصب صهیونیستی گذاشته است اما در مقابل وهابی هایی که شیعیان مسلمان را میکشند دست دوستی با رژیم اسرائیل و آمریکای زورگوی جهانخوار میدهند

برای دیدن عکس کامل آنرا در سیستم خودتان کپی پیست کنید

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 9:54 توسط مهدی|

بهار علی خزان شده است

به رنگ گل ارغوان شده است

یا حضرت مادر

السلام علیک یا فاطمه الزهرا ایتها الصدیقه الشهیده

فرا رسیدن ایام عزای مادر سادات بانوی دو عالم فخر کائنات  حضرت فاطمه زهرا (س) بر شیعیان ایشان تسلیت باد.

انشاالله ما هم مخصوصا دختران ما هم واقعا شیعه آن حضرت باشیم . فقط همین یک حجاب ظاهری نیست اما همین حجاب را چقدر فراموش کرده ایم ما...ناممان شیعه است اما کاری نداریم حضرت از ما چه حجابی را خواسته اند و اسلام چقدر سفارش درباره حجاب کرده است

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 20:56 توسط مهدی

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، در سخنان مهمی ضمن برشمردن برخی از واقعیات جهانی به تبیین «وظایف اصلی مسئولان نظام اسلامی» در شرایط حساس و پیچیده کنونی پرداختند و تأکید کردند: «واقع بینی و دیدن نقاط مثبت فراوان در کنار برخی نقاط ضعف»، «افتخار به نسل جوان مؤمن و انقلابی»، «استفاده از ظرفیت های بی شمار داخلی و ملی»، «غفلت نکردن از دشمنی دشمنان»، «مرزبندی صریح و شفاف با جبهه استکبار»، «نترسیدن از دشمن»، «تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی»، «حفظ و تقویت وحدت ملی»، «توجه به فرهنگ دینی و انقلابی»، و «گفتمان سازی»، از وظایف خطیر مسئولان نظام در سطوح مختلف است.


 

 مسئولان باید با جبهه دشمن مرزبندی صریح و شفاف داشته باشند، بخصوص در شرایط کنونی.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: برخی در این خصوص مغالطه می کنند و اینگونه القا می کنند که مرزبندی به معنای قطع رابطه با دنیا است در حالیکه مرزبندی با جبهه دشمن، همانند مرزهای جغرافیایی، نسبت ما و دشمن را مشخص می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از برخی افراد که تلاش دارند به بهانه جهانی شدن، موضوع استقلال را کمرنگ کنند، افزودند: استقلال یک مرز است و کسانیکه سعی می کنند مرزهای دینی و عقیدتی و مرزهای سیاسی را کمرنگ و یا محو کنند، به مردم و کشور خدمت نمی کنند
.
ایشان خاطرنشان کردند: کسی مخالف ارتباط با جهان نیست اما باید مشخص شود که با چه کشورهایی ارتباط داشته باشیم و این ارتباط چگونه باشد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با انتقاد از کسانیکه به بهانه برخی مشکلات، افرادی را که استقامت کرده اند، ملامت می کنند، گفتند: برخی تصور نکنند که اگر ما تسلیم دشمن شویم، مشکلات حل خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: من از مسئولان کشور که در مقابل دشمن موضع صریح می گیرند و منفعل نبودن ملت ایران و انقلاب اسلامی را صراحتاً اعلام می کنند، واقعاً تشکر می کنم و اینگونه موضع گیریهای صریح در مقابل دشمن، باید بصورت گفتمان درآید.
ایشان، وظیفه دیگر مسئولان را، «بیمناک نشدن از دشمن و اتکاء به خداوند» دانستند و تأکید کردند: امروز دشمنان ملت ایران جزو بدنام ترین ها هستند. دولت امریکا در سطح بین المللی به عنوان یک بازیگر خشن و جنایتکار و ناقض حقوق انسانها شناخته می شود و در داخل امریکا نیز به عنوان یک رژیم دروغگوی مزوّر شناخته شده است و امروز اعتماد مردم امریکا به دولت خودشان در پایین ترین سطح قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: بنابر این نباید از چنین دولت بی آبرویی به خود ترس راه داد و اگر با خدا و برای خدا باشیم، قطعاً خداوند به ما کمک خواهد کرد.
ایشان توجه به فرهنگ دینی و انقلابی را یکی از وظایف خطیر مسئولان دانستند و با اشاره به اظهار نگرانی نمایندگان مجلس خبرگان از مسائل فرهنگی کشور، تأکید کردند: من هم از مسائل

 فرهنگی نگرانم و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان سهیم هستم.


رهبر انقلاب اسلامی افزودند: دولت محترم باید به این موضوع توجه کند و مسئولان فرهنگی نیز

 باید توجه داشته باشند که چه می کنند، زیرا در مسائل فرهنگی نمیتوان بی ملاحظه‌گی کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: مسئله فرهنگ مهم است زیرا اساس ایستادگی و حرکت نظام اسلامی، مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.
ایشان گفتند: واقعاً همه باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را بدانند زیرا همین جوانان هستند که در روز خطر، سینه سپر می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به کثرت جوانان مؤمن و انقلابی در عرصه فرهنگ و دیگر عرصه ها، تأکید کردند: کسانیکه به این جوانان با بدبینی نگاه می کنند و تلاش دارند آنها را منزوی کنند، به انقلاب و کشور خدمت نمی کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته این جوانان مؤمن و انقلابی هیچگاه منزوی  نخواهند شد.
آخرین وظیفه ای که رهبر انقلاب اسلامی برای مسئولان مطرح کردند، گفتمان سازی بود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: مطالبی که گفته شد باید بصورت گفتمان و باور عمومی درآید که لازمه آن هم تبیین منطقی و عالمانه این مسائل، به دور از زیاده روی های گوناگون و با زبان خوش است.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 15:11 توسط مهدی|

سلام

دوستانی که قصد دارند از مسائل سیاسی روز مخصوصا توافقنامه مشکوک ژنو و موضعگیریهای مقام معظم رهبری در مورد آن و در مورد ساسیتهای خارجی دولت یازدهم ومقایسه آن با دولت قبل آگاهی داشته باشند به متن مقاله زیر که در وبگاه جوان انقلابی ثبت شده است و اینجا رونوشت آنرا می گذارم مراجعه و ملاحظه فرمایند  مطالب بسیار دقیق و مفیدی دارد که توجه خاص می طلبد:

بولتن تحلیلی جـوان انقـلابی | حسیـن مهـدیزاده نراقی :

کمتر از شش ماه از روی کار آمدن دولـت یازدهم می گذرد و در سخنرانی های متعدد از  لزوم آشتی و صلح با جهان و تنش زدایی سخن رانده میشود.

در اقدامی حیرت آور؛ در سخنرانی برخی دولتمردان نیز نمایندگان رژیم صهیونیستی حاضر می شوند، هولوکاست از سوی وزیر خارجه جمهوری اسلامی نسل کشی نامیده می شود[۱] و ….

تا به امروز بسیاری از اتهاماتی که به دولت قبل وارد می شد از سوی دولتمردان جدید در عالم واقعیت عینیت می یابد و لیکن سرو صدای آنچنانی به پا نمی کند!

شاید مقایسه دو موضع گیــری رهبرمعظم انقلاب در سال های ۸۴ و ۹۲ تا حدود زیادی روشن گر کذبیت ادعای نویسنده مبنی بر « استکبار ستیز نبودن دولت دهم » باشد :

رهبر معظم انقلاب بعد از اولین سفر دکتر احمدینژاد به نیویورک، در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۸۴ فرمودند:

« بحمدالله در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهای جهان، رییس جمهور محترم ما حرف دل ملت را بیان کرد.استحکام، متانت و قوت بیان و قوت مواضع در آن تریبون جهانی در مقابل چشم همه ی دنیا به دست آمد.»

و این در حالی است که معظم له  بعد از اولین سفر حجه الاسلام روحانی به نیویورک و تماس تلفنی وی با رئیس جمهور آمریکا، فرمودند:

« ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می کنیم، البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما به جا نبود، از مسئولین می خواهیم که با دقت با ملاحظه ی همه ی جوانب،گام ها را درست و محکم بردارند و منافع ملی را یک لحظه به فراموشی نسپرند.»

گفتنی است در ۸ سال خدمت دولت های نهم و دهم ایراد چنین عبارتی از سوی رهبر انقلاب خطاب به دولتمردان سابقه نداشته است!

کمتر از یک ماه بعد از این سخنان و در حالی که دولتمردان در پی تلطیف فضای ارتباطی بین ایران و آمریکا بودند رهبری معظم انقلاب در ۱۲ آبان ۱۳۹۲ و در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان فرمودند:

« هیچ‌ کس نباید این مجموعه‌ى مذاکره‌کنندگان ما را سازش‌ کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهورى اسلامى ایران هستند، اینها بچّه‌هاى خودمان هستند، بچّه‌هاى انقلابند؛ یک مأموریّتى را دارند انجام میدهند.» ولیکن پس از بیان این موضوع، راهبردهای اساسی سیاست خارجی را نیز بیان نمودند؛ راهبردهایی که گاها در تضاد کامل با رویه موجود در بدنه سیاست خارجی دولت می نمود اما این بار بسیاری از کسانی که دولت انقلابی قبل را به سازش متهم می کردند در این مورد ساکت ماندند!

به نظر می رسد پیش از بیان راهبردهای اساسی رهنمودی از سوی رهبری، لازم به بیان تفاوت بین عبارت « بچه های انقلاب » و « بچه های انقلابی »[۲] و یا « انقلابی » باشد:

از نظر اصولی معنای این عبارت چنین است:

همه بچه های انقلابی بچه های انقلابند اما عکس این موضوع صادق نیست و از منظر اصول فقه رابطه بین بچه های انقلاب و بچه های انقلابی، عموم و خصوص مطلق است و نه تساوی!

همه بچه های انقلابی،بچه های انقلابند: موجبه کلیه

برخی بچه های انقلاب، انقلابی هستند: موجبه جزئیه

برخی بچه های انقلاب، انقلابی نیستند: سالبه جزئیه

مثال غیر فقهی در این مورد را می توان به رابطه نقره و فلز تشبیه کرد:

همه نقره ها فلز هستند: موجبه کلیه (اما همه فلزها لزوما نقره نیستند)

برخی فلزها نقره هستند: موجبه جزییه

برخی فلزها نقره نیستند: سالبه جزییه

در ادامه به بیان چند نکته راهبردی و اساسی تعیین شده از سوی رهبری معظم انقلاب در همین سخنرانی(۱۲ آبان ۱۳۹۲) خواهیم پرداخت:

اول : « هر ملّتى به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّى آن کسانى که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد؛ براى اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکایى‌ها متوسّل شد…… مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّى کسانى که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند.»

دوم : « روابط رژیم طاغوتى سابق با آمریکا خیلى صمیمى بود…. (محمدرضا شاه) دوستشان هم بود، به دوست خودشان هم رحم نکردند. همین محمّدرضا را بعد از آنکه از ایران فرار کرد و یک مدّت کوتاهى به آمریکا رفت، از آنجا بیرون کردند، او را نگه نداشتند؛ یعنى این‌قدر هم به او وفادارى نکردند؛ این‌جورى هستند.»

سوم : « ملّتها و حتّى دولتها به آمریکا بى‌اعتمادند به خاطر همین رفتار و رویکردى که در سیاست آمریکایى‌ها هست. هرکسى اعتماد کرد به آمریکا، ضربه‌اش را خورد.»

چهارم : « مذاکره در موضوعات خاص اشکالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نمیکنیم.»

پنجم : « یکى از ترفندها و خلاف‌گویى‌ها این است که این‌جور القا کنند به افکار عمومى مردم که اگر ما در قضیّه‌ى هسته‌اى، تسلیم طرف مقابل شدیم، همه‌ى مشکلات اقتصادى و معیشتى و غیره حل خواهد شد……در داخل هم بعضی دارند تبلیغ میکنند که اگر ما در این قضیّه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همه‌ى مشکلات اقتصادى و مانند اینها حل خواهد شد؛ این خطا است.»

پس از این عبارات رهبری معظم انقلاب، ایراد عبارت ترک برداشتن سازمان تحریم ها از سوی حجه الاسلام روحانی و شوق و ذوق رسانه های حامی دولت یازدهم از یک سو و عبارت عجیب هاشمی رفسنجانی که توافق ژنو را نقطه عطف تاریخ جهان دانسته بود ناخودآگاه بر اذهان تداعی می شود!

ـ

javanenghelabi - hashemi 258

ـ

نامه حجه الاسلام روحانی به رهبری و پیروزی بزرگ خواندن توافق ژنو و جواب حکیمانه و تاریخی رهبری با عبارت« دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هسته‌ئی است» خود بیان گر نکات مهم و مغفول مانده و عجیبی است که بی شک آیندگان درمورد صحت و سقم مذاکرات منتشر شده در زمان توافقنامه (آذرماه ۱۳۹۲)  باید قضاوت داشته باشند.

و البته جمله رهبری انقلاب در مورد سیاست خارجی دولت دهم (دولت دوم دکتر احمدی نژاد) در ۵ آبان ۱۳۸۹ و دیدار با جامعه مدرسین که تاکید کرده بودند: ” امروز رییس جمهور به هر کجا می رود نگرانی ندارم و لیکن قبلا نگران بودم” خود گویای واقعیت هایی است که غالبا توسط رسانه ها قلب می شود.

ششم : « دشمنى آمریکا با ملّت ایران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هسته‌اى نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعواى آمریکا با ما سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى است؛ نه، قضیّه‌ى هسته‌اى بهانه است…. اینها با موجودیّت جمهورى اسلامى مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهورى اسلامى مخالفند.»

هفتم : « براى مسائل اقتصادى کشور همه‌ى تلاشمان بایستى متمرکز باشد بر روى مسائل داخلى؛ آن پیشرفتى، آن گشایشى ارزش دارد که متّکى باشد به قدرت درونى یک ملّت…. ما در کشور ظرفیّتهاى زیادى داریم.»

هشتم : « البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه‌ى دیپلماسى فعّالیّت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبلیغاتچى‌هاى مواجب‌بگیر دشمن و بعضى از تبلیغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب – از روى ساده‌لوحى – نتوانند افکار عمومى را گمراه کنند.»

حدود سه ماه بعد از این سخنان و در حالی که سیاست تنش زدایی!دولت یازدهم به جایی رسید که اوباما رئیس جمهور آمریکا نیز از سوی حجه الاسلام روحانی ” مودب  و باهوش ” خوانده شد[۳]، رهبر معظم انقلاب در ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۲ و در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش سخنان بسیار مهمی ایراد فرمودند که تاکید ۲۵ باره بر « استقلال کشور » در این سخنرانی خود گویای بسیاری از مسائل است، به علاوه این که در سایت دفتر مقام معظم رهبری این سخنرانی با تیتر « ملت مذاکرات و اظهارنظرهای بی ادبانه آمریکاییها را زیر نظر داشته باشند؛ می خواهند نظر مردم را از دشمنی دشمن منصرف کنند.» منعکس شد.

رهـبری معـظم انقـلاب در ایـن روز با توجـه به ادعاـی دوستی ایـران و آمـریکا از سـوی دولتـمردان جدید مواضع روشن و قاطعی داشتند که مرور آن بی تردید نشانگر عمق کیاست و تیزبینی معظم له از سرنوشت این نوع تفکر می باشد؛ گفتنی است حجه الاسلام روحانی ۲ بهمن ۱۳۹۲ و در شهر داووس در مصاحبه ای با تلویزیون “RTS” سوییس گفته بود:

« هیچ دشمنی  جاودان و هیچ دوستی پایدار و ابدی نیست و ما باید تلاش کنیم تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل کنیم!»

وی ادامه داد: « این تلاش ها به منظور اعتماد سازی در دو طرف ضروری است. ایران دست دوستی به سمت همه کشورهای دنیا دراز کرده است و می خواهد با همه کشورهای جهان رابطه دوستانه داشته باشد و ایجاد رابطه بهتر مستلزم همت و تلاش دو جانبه است.»

روحانی در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا صلح با باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، امکان پذیر است؟ گفت : « هر اقدامی منوط به رفتارهاست. اگر دولت آمریکا به حقوق ملت ایران اعتراف کند و فضای مناسبی را برای پایان دادن به دشمنی فراهم کند در این صورت پاسخ ما مثبت است.»

رئیس جمهور ایران همچنین در پاسخ به سؤالی درباره اینکه اگر اوباما دست خود را دراز کند آیا او با وی دست خواهد داد می گوید: « همه باید باهم فعالیت کنیم تا صلح برقرار شود.»

روحانی در پاسخ به سؤال دیگری درباره امکان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران هم گفت: «چنین اقدامی غیرممکن نیست.»[۴]

بازخوانی مواضع رهبری معظم انقلاب تنها ۱۷ روز پس از این سخنان(۱۹ بهمن ۱۳۹۲) بدون هیچگونه قضاوتی می تواند باز کننده گره ها و شناسایی افراد بی بصیرت در « دوران رسوایی » باشد، از آنجا که این سخنان نیز واجد موضوعات مهمی بوده و به مثابه « دوران رسوایی » برای خود عمارپندارهایی است که دولت انقلابی دکتر احمدی نژاد را انحرافی و متمایل به آمریکا معرفی میکردند و در برابر این انحراف بزرگ و دوستی با شیطان بزرگ ساکت  ماندند؛ ناگزیر به بیان مسائل کلیدی این بیانات هستیم:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در این دیدار فرمودند:

 « مبارزه‌ى با استبداد بدون مبارزه‌ى با آن قدرت خارجى‌اى که پشت سر دیکتاتور و مستبد قرار دارد، به جایى نمیرسید و نمیرسد…؛گر یک ملّتى که از استبداد حاکمان خود به جان آمده، … انقلاب کند و با آن مستبد مبارزه کند، امّا با آن سلطه‌گرِ خارجى‌اى که پشت سر این مستبد قرار داشت، سازش کند، سرنوشت این انقلاب و مسئولان و مدیران این انقلاب، یا شکست است یا خیانت، از این دو حال خارج نیست یا دچار خیانت خواهند شد و به انقلابشان، به کشورشان خیانت خواهند کرد؛ یا اگر بخواهند خیانت نکنند شکست خواهند خورد، از صحنه محو خواهند شد. همچنان‌که در بعضى از انقلابهاى این چند سال اخیر ملاحظه کردیم [ که‌] با مستبد جنگیدند، [ امّا] از آن نیروى پشت سرِ مستبد غفلت کردند، یا احیاناً به فکر سازش و مدارا با او افتادند؛ نتیجه را امروز ملاحظه میکنید. مبارزه‌ى با مستبد و سازش با مستکبر به جایى نخواهد رسید. آن انقلابى موفّق و پیروز خواهد شد که آن قدرت مداخله‌گرِ پشت‌سرِ دیکتاتور را هم ببیند و با او مبارزه کند؛ لذا وقتى جوانهاى ما رفتند لانه‌ى جاسوسى آمریکا را گرفتند و ضربه‌ى تحقیرآمیزى را به آمریکا زدند، امام گفتند «انقلابى بزرگتر از انقلاب اوّل». انقلاب اوّل هم انقلاب بود، انقلاب عظیم و بى‌نظیرى بود، امّا در این حرکت دوّم، ملّت ایران نشان داد که لایه‌ى بعدى سلطه و گرفتارى و بلا را میشناسد و با آن مقابله و مبارزه میکند.»

در حالی که حجه الاسلام روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی خود با در تناقض جلوه دادن پیشرفت های هسته ای کشور و بهبود وضعیت اقتصادی گفته بود:

سانتریفیوژها در صورتی می چرخد که چرخ زندگی مردم هم بچرخد!

محمدجواد ظریف وزیر خارجه دولت یازدهم نیز پس از تواق ژنو و اواسط آذرماه ۱۳۹۲ می گوید:

« فضا باز شده و از فعالان عرصه اقتصادی انتظار داریم بهترین بهره برداری را انجام دهند. امیدواریم این فضا ادامه یابد با این هدف وارد شدیم و تا پایان ادامه می دهیم تا همه حقوق مردم ایران رعایت شود و به قول آقای روحانی هم سانتریفیوژها بچـرخد و هم چــرخ زندگی مردم»[۵]

ـ

javanenghelabi - polomp 1ـ

رهبری معظم انقلاب در سخنان ۱۹ بهمن خود با کنایه به این “تفکر” می فرمایند :

« کسانى هم در داخل کشورها – از جمله داخل کشور ما – همین حرفها را از طرف آنها منتشر میکنند، که یک کشورى اگر بخواهد در مجموعه‌ى کشورهاى پیشرفته‌ى دنیا قرار بگیرد، چاره‌اى ندارد جز اینکه از میل استقلال‌خواهى فرو بکاهد، میل به استقلال را در خود کم کند؛ والّا با هم نمیسازد که یک کشورى بخواهد مستقل باشد، بخواهد صرفاً بر روى منافع خود تکیه بکند، و درعین حال جزو منظومه‌ى پیشرفت جهانى هم قرار بگیرد. خب، این حرف حرف کاملاً غلط و ساخته‌وپرداخته‌ى کسانى است که با استقلال کشورها مخالفند.»

از طرف دیگر چندین ماه است مواضع مشکوک و دو پهلو در مورد دول غربی به خصوص آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی از زبان دولتمردان به گوش می رسد و از طرف مقابل نیز سیگنال هایی فرستاده می شود :

اول : یونایتد پرس می نویسد: شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل از اعلام آمادگی خود برای دیدار با روحانی خبرداده است و افزوده است : ما با ایران دشمنی نداریم؛ هدف اصلی ما تبدیل دشمنی ها به دوستی هاست![۱]

و این در حالی است که شیمون پرز پیش از این و در ۲ مهرماه ۸۹ در مورد دکتر احمدی نژاد میگوید:

« احمدی نژاد یک ننگ برای بشریت و ازادی است. او دشمن انسانیت است . باید کاری کنیم که بودن با احمدی نژاد به یک ننگ همگانی تبدیل شود.»

دوم : جک استراو نیز در گفتگو با رادیو بی بی سی و پس از بازگشت از تهران در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۲ به غرب هشدار می دهد که در صورت تضعیف روحانی باید منتظر احمدی نژاد دیگری باشد[۷] و بدین صورت بیم خود را از آمدن یک احمدی نژاد دیگر ابراز می دارد.

سوم : پیش از آن نیز ، شیمون پرز طی نامه ای به روحانی نوشته بود:

« ما ایران را دشمن نمی‌دانیم. به نوشته تایمز اسرائیل، پرز افزوده است‌: دشمنی ‌مسأله‌ای شخصی نیست، بلکه ‌مربوط به سیاست‌هاست؛ برای نمونه، زمان‌هایی بود که ما نمی‌خواستیم با عرفات دیدار کنیم، ولی زمانی که عرفات سیاست‌هایش را تغییر داد، چرا که نه؟ ما به دنبال صلح هستیم‌. من بر این باورم، هدف ما این است که دشمنان را به دوست تبدیل کنیم!»[۸]

چهارم : در آبان ماه نیز خبری مبنی بر اظهار تمایل نتانیاهو برای تماس تلفنی با روحانی منتشر شد که در آن آمده بود

یکی از خاخام های اسرائیل، نامه ای را از طرف نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس برای رئیس جمهور ایران تنظیم کرده است که در آن، نتانیاهو در نامه ای رسمی به حسن روحانی رئیس جمهور ایران نوشته است:

« متاسفم که شرایط تاکنون اجازه دیدار یا صحبت تلفنی را به ما نداده است و من هنوز این فرصت را نداشته ام تا شخصا انتخاب شما به ریاست جمهوری را تبریک بگویم.

اسرائیلی ها و یهودیان در سراسر جهان با سخنرانی اخیر شما در سازمان ملل، دلگرم شدند به ویژه دفاع شما از صحبت کردن درباره مشکلات و ترجیح اعتدال بر افراط گرایی. ما این سخنان را به عنوان نشانه ای از امیدواری و صداقت تلقی می کنیم!»[۹]

پنجم : وزیر خارجه دولت یازدهم دکتر ظریف نیز در گفت‌وگوی اختصاصی با برنامه بامدادی مشترک تلویزیون یک و دو آلمان در ۱۳ بهمن ۹۲ و در پاسخ به پرسشی درباره هولوکاست و اسرائیل می گوید:

« کشتار جمعی یهودیان را نمی‌توان انکار کرد و باید از تکرار چنین جنایتی جلوگیری کرد، موضع ایران همواره دفاع از حقوق فلسطینیان بوده است و این موضوع را باید فلسطینیان حل کنند. ما از این منطقه دور هستیم. این وظیفه ما نیست که اسرائیل را به رسمیت بشناسیم یا نه، بلکه فلسطینیان باید درباره این موضوع تصمیم‌گیری کنند..»

ظریف ۱۴ بهمن ۹۲ هم و در مصاحبه با شبکه تلویزیونی فونیکس آلمان گفت:

 جمهوری اسلامی رسمیت اسراییل را پس از صلح اسراییل و فلسطین به رسمیت میشناسد![۱۰]

پیش از آن نیز ظریف در مصاحبه با شبکه ای بی سی آمریکا هفتم مهرماه۹۲ هلوکاست را نسل کشی و جنایت فجیع خوانده بود و در پاسخ به سوال خبرنگار آمریکایی که چرا در سایت رهبری شما نیز هولوکاست افسانه خوانده شده است می گوید:

« وقتی چیزی را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کنید، به قول فیلم ” گمشده در ترجمه”، ممکن است چیزی را از دست بدهید، ممکن است بخشی از معنا از دست برود.”  و این موضوع اشتباه در درک و برگردان فارسی به انگلیسی‌ست! »

وی همچنین قول داد که در بازگشت به ایران با گردانندگان سایت آیت الله خامنه‌ای صحبت کند تا سخنان او را تصحیح کنند!

رهبری معظم انقلاب پس از سکوتی طولانی، ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۲ و حدود ۱۰۰ روز پس از سخنان مهم پیشینشان ( در مورد مستکبرین و دولت آمریکا ) به میدان آمده و پس از رصد مواضع سیاسیون داخلی در برابر مستکبرین، می فرمایند:

« آن چیزى هم که میتواند استقلال را تأمین بکند براى انقلاب اسلامى ما، تکیه‌ى صریح و شفّاف بر مبانى انقلاب است؛ اصول انقلاب، مبانى انقلاب، ارزشهاى انقلاب، به‌شکل صریح و شفّاف مورد تکیه باید قرار بگیرد. همچنان‌که امام بزرگوار این‌جور بود…

امام در قضیّه‌ى مقابله‌ى با شبکه‌ى صهیونیستىِ خطرناکى که بر دنیا میخواهد حکومت بکند، هیچ ملاحظه‌اى نکردند، حرفى را پوشیده نگذاشتند، صراحتاً در مقابل صهیونیسم موضع گرفت. امام در مقابل رژیم صهیونیستى که یک رژیم جعلى و غاصب است که بر منطقه‌ى فلسطینِ مظلوم حکومت میکند، صریحاً موضع گرفت؛ هیچ ملاحظه و پرده‌پوشى نکرد؛ ببینید اینها اصول و پایه‌ها است. امام در اینکه ما با نظام سلطه مخالفیم، هیچ پرده‌پوشى نکرد. نظام سلطه یعنى آن نظام بین‌المللى‌اى که متّکى است به تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ امام قاطعاً این را رد کرد. آن نظام سلطه هم در شکل کامل خود تجسّم و تجسّد پیدا میکند در رژیم و دولت کنونى ایالات متّحده‌ى آمریکا؛ لذا امام صریحاً در مقابل آمریکا موضع گرفت. موضع‌گیرى ما در مقابل آمریکا به مناسبت این نیست که اینها یک ملّتى باشند که ما با این ملّت مخالف باشیم یا خصوصیّات نژادى تأثیرى داشته باشد؛ مسئله اینها نیست؛ مسئله این است که منش و ذات و رفتار دولت ایالات متّحده‌ى آمریکا، مداخله‌گرى و سلطه‌گرى است؛ امام در مقابل این، موضع صریح و شفّاف گرفت. براى همین است که شما مى‌بینید انقلاب بعد از گذشت ۳۵ سال بر اصول و مبانى و بر ریل حقیقى خود استوار و پابرجا است؛ انقلاب عوض نشد، حرف خود را عوض نکرد، راه خود را عوض نکرد، هدفهاى خود را عوض نکرد؛ خیلى مهم است.»

تاملی در دیدگاههای رهبری معظم انقلاب نشانگر این حقیقت است که اولا : معظم له، مواضع حضرت امام خمینی(ره) را در برابر رژیم جعلی صهیونیستی ( و نه مردم آن) به سیاسیون گوشزد می نمایند.

((ادامه مطلب را در ادامه مطلب ببینید))

ـ


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 3:55 توسط مهدی|

این مطلب در مورد یکی از  مسائل  اجتماعی از دیدگاه دینی است که برای یکی از دوستان نوشته ام لطفا مشکوک نشید ممنون...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 11:52 توسط مهدی

         سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مان بر همگان مبارک

تفاوتهای دهه فجر امسال نسبت به سال قبل :

1)نبودن نماد مستحکمی از ایستادگی و مقاومت و شجاعت در بالاترین سمت اجرائی کشور مانند احمدی نژاد در دفاع از عزت کشور و انقلابمان در برابر  گستاخیهای آمریکا  که بتواند بدون هراس عظمت پوشالی قدرتهای زورگو را به سخره بگیرد و در هم بشکند کاخ سبز آرزوهای آنان را.

2) وجود نشانه های ضعف و وادادگی مسئولین در مقابل زیاده خواهی های غرب در مساله هسته ای 

3) زیر سوال رفتن عزت کشور در مقابل غرب با توجه به نشانه هایی مانند سخنان متعدد تحقیر آمیز مقامات مختلف آمریکائی بعد از توافق ژنو 

4)

....

تشابهات :

1) غیرت انقلابی مردان و زنان این مرز و بوم در برابر رجز خوانیهای آمریکا و دول خودخواه استعمارگر 

2) روی میز بودن همه گزینه ها از سوی آمریکا با وجود به پای میز مذاکره کشاندن ایران بعد از 35 سال عزت و استقلال  ....البته فقط روی میز است ...۳۵ سال است که روی میز است... کارآئی ندارد وگرنه اجرایش می کردند فقط به درد لولوی سر خرمن  بودن می خورد.

3) ادامه رکود و وضعیت بد اقتصادی کشور با وجود وعده های متعدد دولت 

4) ادامه تحریم ها با وجود توافقنامه ژنو 

....

=============================================================

و ما همچنان ایستاده ایم

حضور در راهپیمائی 22 بهمن و فریاد مرگ بر آمریکای ما گزینه های روی میز ما هستند 

ما منتظر گزینه های روی میز هستیم تا ببینیم کدام گزینه کاربردی تر است چیزی که قبلا به بوته آزمایش سپرده شده است 

=============================================================

یاد و خاطره همه آنانی که مبارزه کردند تا ما استقلال داشته باشیم آنهائی که عزت اسلامی را به ما هدیه دادند گرامی باد 

عکسهای تاثیر گذار انقلاب ایران

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 1:14 توسط مهدی|

 توی حیاط  مسجد تازه کفشهام رو جفت و جور کرده بودم که یک دختر بچه هشت نه ساله اومد پیشم گفت : عمو پیشنماز مسجد هستند ؟

گفتم :نه رفتن

دوید رفت اونطرف حیاط مسجد کنار درب خروجی مسجد کنار یه خانم وایساد و چیزی بهش گفت خانمه یه خورده پا به پا کرد و بعد دوتائی رفتند بیرون

توی کوچه مسجد که رسیدم دیدم خانمه وایساده یک کمی مکث کردم مشکوک شدم خانمه خودش اومد جلو و بهم گفت : آقا ببخشید پیشنماز مسجد رفتند؟

خانم جوانی بود احتمالا مادر دختر بچه ...گفتم بله رفتند

گفت یعنی واینیستادن برای قرآن و دعا

گفتم نه احتمالا امشب کاری داشتند عجله داشتند رفتند

گفت :آخه باهاشون کار واجبی داشتم چه کار کنم متوجه نشدم رفتن

توی دلم گفتم چه کار کنم بهش بگم من شماره آقا رو دارم یا نه شاید آقا راضی نباشه

بهش گفتم : خواهرم اگه کاری باهاشون دارین من شمارشون رو دارم اگه سوال شرعی چیزی می خواهید ازشون بپرسید

خوشحال شد گفت بله اگه امکانش هست و موبالش رو درآورد که شماره ازم بگیره

اما من بعد از اینکه اسم حاج آقا رو پیدا کردم خودم شماره گیری کردم و بعد از سلام و احوالپرسی موضوع رو به حاج آقا گفتم و با موافقت حاج آقا گوشی رو دادم دست خانمه

بنده خدا شروع کرد به حرف زدن با حاج آقا من هم برای اینکه مزاحم حرفهاشون نباشم چند متر فاصله گرفتم ازشون و کنار خیابون وایسادم

دخترش اومد طرفم گفت شما چند تا پسر دارید؟

تعجب کردم ..یعنی سن من مگه چقدر نشون میده که باید چند تا بچه هم داشته باشم

گفتم : من فقط یک پسر دارم

گفت :إ ...؟ خب پس بهش بگید فردا تعطیله پس فردا هم تعطیله

گفتم آهان به خاطر برفها میگی ؟گفت آره 

گفتم : آخه پسر من هنوز مدرسه نمیره

گفت : آهان خب ما دیروز تعطیل بودیم امروز هم تعطیل بودیم فردا هم تعطیلیم

گفتم: خب پس خیلی خوش به حالتونه

گفت :آره

رفت یک کمی برف از روی درختهای کنار جوب برداشت آورد کنارم ریخت روی زمین و گفت : اینها خامه نون خامه ایه و هی مرتب بازی میکرد

دلم براش سوخت

مادرش هنوز داشت با تلفن صحبت میکرد صحبتش تموم شد اومد طرفم گفت : ممنونم آقا لطف کردین

گفتم : خواهش می کنم ببخشید شماره رو بهتون ندادم نمیدونستم حاج آقا شمارش رو به کسی میده یا نه

گفت : آخه میدونید چیه من یک مقدار توی خرج زندگیم موندم اومده بودم از حاج آقا کمک بگیرم پول کرایه خونه رو ندارم بدهم حالا حاج آقا گفتند به یک خیریه معرفیم می کنند

گفتم : انشاالله کارتون درست شه

گفت میشه شما فرداشب بهشون یادآوری کنید

گفتم باشه انشاالله

و یادم نبود که فرداشب شیفتمه و نیستم که به حاج آقا بگم

رفتند اونا من هم رفتم توی فکر

خانمه بنده خدا جوان بود و برو روئی داشت چقدر مساله حاد بود نکنه این بنده خدا به خاطر مشکل مادی بعد از اینکه از درب خونه خدا و مومنین و امام جماعت ناامید شه به بیراهه کشیده بشه

کاش می تونستم کمکی بهش بکنم خب چقدر ؟ مثلا ۵۰ تومان ؟ اصلا ۱۰۰ تومان ؟ بیشتر که نمیتونستم

...با این پولها که نمیشد کرایه اجاره خونه کسی تامین شه ...خب حالا فرض هم  که این ماه جور شد تا چشم به هم بزنیم آخر ماه بعد میرسه اون رو چه کار کنه ؟

چه میشد کرد براش ؟

به فکر افتادم ای کاش میشد یک خونه کوچیک ۴۰ متری براش کسی جور کنه دیگه این بنده خدا از شر اجاره نشینی و این دردسرهاش راحت شه  و عزت خودش رو حفظ کنه

آخه چرا این بنده خدا توی این مملکت حق نداره یه خونه نقلی داشته باشه و نیازش برطرف شه تا دیگه به کسی نخواد رو بزنه ؟

اما اون چه شخصیه که می تونه همچین کاری براش بکنه؟

یادم افتاد بنده خدا احمدی نژاد با راه انداختن مسکن مهر داشت همین کار رو انجام میداد داشت برای افراد مستضعف و تهی دست جامعه مسکنی هرچند کوچیک هرچند دور از امکانات شهرها اما بالاخره مسکنی تامین میکرد ...

اما با اتمام دوره ریاست جمهوریش میراثش را دولت جدید پاس نداشت و دیگه درب مسکن مهر تعطیل شد به بهانه اینکه باعث ایجاد تورم میشود و غیره

آخه اگر تورمی هست به همه هست همه طبقات مختلف مردم هم فقیر هم متوسط هم ثروتمند و اگر فشاری به خاطر این مساله بیاد  می ارزد چون فشار برای قشر متوسط قابل تحمله و برای ثروتمندان هم که خیالی نیست اما در عوضش قشر مستضعف یا متوسط به پائین صاحب مسکن میشدند و از این مشکلات عظیم راحت میشدند

=============================================================

پی نوشتها:

۱) دیگه انتقاد هم که نمیشه کرد متهم به کم سوادی میشیم آخه رئیس محترم جمهور فرمودند منتقدینشان افراد معدودی هستند که کم سواد هستندو از جاهای خاصی تامین میشن(این تامین یعنی پول دیگه؟ یعنی من که میم اینجا اینها رو می نویسم از کجا پول می گیرم؟ نمیدونم باید فکر کنم شاید یادم بیاد)

۲) ما که متوجه نشدیم ما کم سوادیم یا این قشر ضعیف که توی کرایه خونشون موندن یا همه افراد غیر جناح خاص حامی آقای روحانی که ایشون قول داده بودند فراجناحی عمل کنند اما حالا با این کم سواد خواندن آنها چگونه می توان از آنها استفاده کرد؟

۳) معدود یعنی کم دیگه ؟خب یعنی این افراد کم هستند دیگه پس نگران نباشیم دیگه اکثرا مشکلی ندارند

۴) خدایا به خیر بگذران و آقایمان را برسان

۵)دولتی که اینقدر به مردمش اعتماد نداره که  حداقل مثل دولت قبل سال گذشته همین موقع به جای سبد کالا پول آنرا به آنها بدهد تا خودشان تصمیم بگیرند که چگونه آنرا هزینه کنند (غیر از هزینه هایی که تولید و توزیع سبد کالا به همراه دارد و همینطور وقتی که از مردم هدر می رود ) به این بهانه که حجم نقدینگی بالا نرود از چنین دولتی چه انتظاری می توان داشت تا برای مردم مستضعف مسکنی هرچند کوچک تامین کند؟

۶) آیا تولید مسکن مهر تورم زا بود اما افزایش سقف وام مسکن تا مرز ۶۰ میلیونی تورم زا نیست؟

7) خبردار شدم که مشکل این بنده خدا با کمک خیرین تا حدی در شرف حل شدنه ...خدا را شکر 

                                اللهم عجل لولیک الفرج   

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 12:39 توسط مهدی

ما داس ... شما کلید
ما بی سواد ... شما باسواد
ما سرهنگ ... شما حقوقدان
ما بی تدبیر ... شما باتدبیر
ولی
ما مرده ... شما زنده... با تکبر و توهین و تحقیر دیگران مملکت اداره نمی شود. برای جوش آوردن و از کوره در رفتن خیلی زود بود... فقط شش ماه گذشته!

                                

 

 

=============================================================

بیچاره احمدی نژاد فقط به بی ادبی متهم شد آنهم در مقابل کی ؟ در مقابل دشمنان بیرونی و استکباری که الان داره جشن پیروزی خودش رو میگره که بعد از ۳۰ سال بالاخره ما رو به پای میز مذاکره کشوندند.

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 17:47 توسط مهدی|

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 21:7 توسط مهدی|

خبرگزاری ایسنا: در بین 19 فرمانده ویژه محافظ دبیرکل حزب‌الله لبنان، چه کسی فرماندهی تمام آنان را بر عهده دارد و به او لقب «سپر سید» را داده‌اند؟

خبرگزاری اهل‌بیت (ع) - ابنا نوشت: حفاظت از «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله را می‎توان پیچیده‌ترین و حساس‎ترین عملیات حفاظت سیاستمداران دنیا دانست زیرا تعداد نقشه‌های شکست‌خورده برای ترور وی قابل شمارش نیست.

«حجت‌الاسلام شیخ راغب حرب» و «حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی» دو رهبر پیشین حزب‌الله بودند که هر دو به شهادت رسیدند و اینک «حجت‌الاسلام سید‌حسن نصرالله» - که خود را یکی از سربازان مقام معظم رهبری می‏‌داند - زیر ذره‎بین گروه‎های تروریستی و سازمان‌های جاسوسی قرار دارد.

دلیل حساسیت ویژه نصرالله این است که اولا رهبر مقتدرترین حزب لبنان است، ثانیا یک شیعه‌مذهب بوده و خاری در چشم سلفیون است و ثالثا تنها شخصیت محبوب عرب است که در مقابل قدرت‌های مستکبر جهانی ایستاده و تنها پیروزی عرب‌ها بر رژیم جعلی اسرائیل را به دست آورده است.

این تهدیدات غیر قابل وصف به حدی است که در برخی خاطرات پیرامون سیدحسن نصرالله آمده است: در زمانی، عملیات تروریستی علیه دبیرکل حزب‎الله آنقدر افزایش یافته بود که وی شب‎ها چندین بار محل استراحت خود را تغییر می‎داد.

سیدحسن‌ نصرالله همواره تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به سر می‎برد و تقریبا تمام سخنرانی‎های وی به صورت ویدئوکنفرانس پخش می‎شود. اما این شخصیت محبوب جهان اسلام که سخنران مراسم دهه محرم ضاحیه در جنوب بیروت بود، در شب دهم و نیز روز عاشورا شخصا در بین عزاداران حاضر شد و از نزدیک به سخنرانی پرداخت.

حضور دبیرکل حزب‌الله لبنان در جمع عزاداران حسینی در روز عاشورا و کیف همراه محافظ وی، توجه ویژه کاربران شبکه‌های اجتماعی و بیشتر پایگاه‌های خبری را به دنبال داشت. کنجکاوی رسانه‌ها نتیجه‌بخش بود و در خبرها اعلام شد که کیف دست محافظ در واقع یک سپر تاشو ضدگلوله و بسیار پیشرفته است که در برابر هر نوع گلوله‌ای مقاومت دارد.

اما این بار حقایقی منتشرنشده از شخص اول محافظان سیدحسن نصرالله منتشر شد. این اطلاعات اگرچه کوتاه هستند ولی برای نخستین بار از سوی ابنا منتشر شده است:

«ابوعلی جواد» داماد - شوهر دختر - دبیرکل حزب‌الله لبنان بوده و در بین 19 فرمانده ویژه، فرماندهی تمام آنان و محافظان ویژه را بر عهده دارد؛ به طوری‌که به وی لقب «سپر سید» را داده‌اند.

ابوعلی حاضر است جان خود را بدهد تا سیدحسن نصرالله آسیبی نبیند. سید نیز وی را بسیار دوست دارد و با وجود کم‌سن بودن، دبیرکل حزب‌الله به وی اعتماد کامل دارد.

محافظ اول سیدحسن نصرالله اصلا نمی‌خندد، خوش‌چهره است و سیمای کودکانه‌ای دارد. وی بسیار حرفه‌ای آموزش‌ دیده و دوران آموزشی را مدت زیادی در پادگان‌های مخفی پشت‌ سر گذاشته است.

داماد دبیرکل حزب‌الله از محبوبیت بالایی نزد مقاومت اسلامی و مردم لبنان برخوردار است و همچنین رسانه‌های رژیم صهیونیستی توجه ویژه‌ای به وی دارند.















===========================================================
پی نوشتها:
۱) بعضی اوقات احساس می کنم چقدر عمرم به بطالت گذشته
چقدر بی فایده  می گذرد نه برای خودم فایده ای داشتم و دارم نه برای اجتماع نه برای اسلام نه انقلاب
۲) خوش به حال بعضیها که یکیشون همین بالا ذکر شد چقدر برای زندگیشون برنامه دقیق دارند و از هر دقیقه شان به خوبی استفاده می کنند در راه خدا
۳) سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر همگان مبارک
اگر امروز در لبنان شاهد حرکت و پیروزی جبهه مقاومت  به رهبری سید حسن نصرالله هستیم اینها نتیجه صدور انقلاب اسلامی ما است به جهان اسلام
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 8:58 توسط مهدی|


روزی پیامبر (ص) از امیرالمومنین علی (ع) پرسید : در چه حالی هستی ابالحسن؟

علی (ع) عرض کردند:هشت طلبکار دارم :

- خدا که واجبات را از من می خواهد 

- شما که مستحبات از من می خواهید

- نویسندگان اعمال که راستگوئی می خواهند

- فرشته مرگ که روح را از من می خواهد

- خانواده که غذا می خواهد

- شیطان گناه می خواهد

- نفس که از من لذت می خواهد

- و دنیا که تمایل و رغبت به خودش را از من می خواهد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فاعتبروا یا اولی الابصار که ما در کجای کاریم وقتی که امیرالمومنین اینگونه می فرمایند


نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 0:59 توسط مهدی|

 

میلاد با سعادت و پر خیر و سرورفخر کائنات پیامبرمان حضرت محمد مصطفی(ص) کسی که ما را از جهالت و گناه رهانید و به سوی خدا رهنمون فرمودبه همراه میلاد با سعادت اماممان رئیس مذهبمان امام جعفر صادق (ع)بر همه دوستان و مسلمانان مبارک باد.

 هفته وحدت بر همه مسلمانان مبارک باد کاش مسلمین قدر وحدت را می دانستند و به جای افتادن به جان هم با هم می بودند در مقابل دشمن واحد

 

www.Rohama.org

بر روی زمین و آسمانها و کرات

در بین مناجاتها و تمام کلمات

زیباتر از این دعا ندیده است کسی

بر خاتم انبیاء محمد و آلش صلوات

امام صادق علیه السلام :

هرگاه دیدید كه بنده ای گناهان مردمان را جستجو می كند و گناهان خویش را فراموش

كرده است بدانید كه او فریب شیطان را خورده است .

=============================================================

روزه روز میلاد پیامبر (ص) خیلی ثواب دارد دوستانی که تمایل دارند از دست ندهند برای دیگران هم دعا بفرمایند

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 20:33 توسط مهدی


آخرين مطالب
» دولتی که ملت را تهدید می کند
» امروز را چگونه جشن بگیریم؟
» السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
» توحید
» بهار 93 مبارک
» سیمای اسلامی
» عید آمد و گرانی مضاعف خواهد شد
» زنگ خطر از ده سالگی !!!
»
» شهادت حضرت زهرا (س)
Design By : Pars Skin